| جمع | recompiles |
recompile the code
پردازش مجدد کد
recompile program
پردازش مجدد برنامه
recompile kernel
پردازش مجدد هسته
recompiling software
پردازش مجدد نرمافزار
need to recompile
نیاز به پردازش مجدد است
recompiled successfully
با موفقیت پردازش مجدد شد
recompile option
گزینه پردازش مجدد
recompile after edits
پس از ویرایشها پردازش مجدد کن
failed to recompile
پردازش مجدد با شکست مواجه شد
recompile immediately
به طور فوری پردازش مجدد کن
you need to recompile the code after making changes to the source files.
شما باید کد را پس از انجام تغییرات در فایلهای منبع باز编译 کنید.
the developer had to recompile the entire program to fix the memory leak issue.
توسعه دهنده مجبور شد کل برنامه را باز编译 کند تا مشکل نشت حافظه را برطرف کند.
always recompile the kernel when you update system libraries to ensure compatibility.
همیشه هسته را باز编译 کنید وقتی کتابخانههای سیستم را بهروز میکنید تا سازگاری را تضمین کنید.
our team will recompile the software with the new compiler optimization flags for better performance.
تیم ما نرمافزار را با فلگهای جدید بهینهسازی کامپایلر باز编译 خواهد کرد تا عملکرد بهتری داشته باشد.
the build system automatically recompiles modified source files during the continuous integration process.
سیستم ساخت فایلهای منبع تغییر یافته را به طور خودکار در فرآیند ادغام پیوسته باز编译 میکند.
you must recompile the application from source if you want to enable additional features.
اگر میخواهید ویژگیهای اضافی را فعال کنید، باید برنامه را از منبع باز编译 کنید.
the system administrator decided to recompile all shared libraries to address security vulnerabilities.
مدیر سیستم تصمیم گرفت تمام کتابخانههای مشترک را باز编译 کند تا آسیبپذیریهای امنیتی را برطرف کند.
after installing the new development tools, remember to recompile your project with the updated toolchain.
پس از نصب ابزارهای توسعه جدید، به یاد داشته باشید که پروژه خود را با زنجیره ابزارهای بهروز باز编译 کنید.
the plugin architecture allows users to recompile individual modules without rebuilding the core system.
معماری پلاگین به کاربران اجازه میدهد تا ماژولهای فردی را باز编译 کنند بدون نیاز به بازسازی سیستم اصلی.
developers often recompile their code with debugging symbols enabled to troubleshoot complex issues.
توسعه دهندگان اغلب کد خود را با فعال کردن نمادهای عیبیابی باز编译 میکنند تا با مشکلات پیچیده کار کنند.
the embedded system requires you to recompile the firmware whenever you modify the configuration parameters.
سیستم/embedded هر زمان که پارامترهای پیکربندی را تغییر دهید، از شما خواهد خواست که فرمویر را باز编译 کنید.
before deploying to production, we always recompile the release build with strict compiler warnings enabled.
قبل از ارسال به محیط تولید، ما همیشه با فعال کردن هشدارهای کامپایلر سختگیرانه، ساختهای را باز编译 میکنیم.
recompile the code
پردازش مجدد کد
recompile program
پردازش مجدد برنامه
recompile kernel
پردازش مجدد هسته
recompiling software
پردازش مجدد نرمافزار
need to recompile
نیاز به پردازش مجدد است
recompiled successfully
با موفقیت پردازش مجدد شد
recompile option
گزینه پردازش مجدد
recompile after edits
پس از ویرایشها پردازش مجدد کن
failed to recompile
پردازش مجدد با شکست مواجه شد
recompile immediately
به طور فوری پردازش مجدد کن
you need to recompile the code after making changes to the source files.
شما باید کد را پس از انجام تغییرات در فایلهای منبع باز编译 کنید.
the developer had to recompile the entire program to fix the memory leak issue.
توسعه دهنده مجبور شد کل برنامه را باز编译 کند تا مشکل نشت حافظه را برطرف کند.
always recompile the kernel when you update system libraries to ensure compatibility.
همیشه هسته را باز编译 کنید وقتی کتابخانههای سیستم را بهروز میکنید تا سازگاری را تضمین کنید.
our team will recompile the software with the new compiler optimization flags for better performance.
تیم ما نرمافزار را با فلگهای جدید بهینهسازی کامپایلر باز编译 خواهد کرد تا عملکرد بهتری داشته باشد.
the build system automatically recompiles modified source files during the continuous integration process.
سیستم ساخت فایلهای منبع تغییر یافته را به طور خودکار در فرآیند ادغام پیوسته باز编译 میکند.
you must recompile the application from source if you want to enable additional features.
اگر میخواهید ویژگیهای اضافی را فعال کنید، باید برنامه را از منبع باز编译 کنید.
the system administrator decided to recompile all shared libraries to address security vulnerabilities.
مدیر سیستم تصمیم گرفت تمام کتابخانههای مشترک را باز编译 کند تا آسیبپذیریهای امنیتی را برطرف کند.
after installing the new development tools, remember to recompile your project with the updated toolchain.
پس از نصب ابزارهای توسعه جدید، به یاد داشته باشید که پروژه خود را با زنجیره ابزارهای بهروز باز编译 کنید.
the plugin architecture allows users to recompile individual modules without rebuilding the core system.
معماری پلاگین به کاربران اجازه میدهد تا ماژولهای فردی را باز编译 کنند بدون نیاز به بازسازی سیستم اصلی.
developers often recompile their code with debugging symbols enabled to troubleshoot complex issues.
توسعه دهندگان اغلب کد خود را با فعال کردن نمادهای عیبیابی باز编译 میکنند تا با مشکلات پیچیده کار کنند.
the embedded system requires you to recompile the firmware whenever you modify the configuration parameters.
سیستم/embedded هر زمان که پارامترهای پیکربندی را تغییر دهید، از شما خواهد خواست که فرمویر را باز编译 کنید.
before deploying to production, we always recompile the release build with strict compiler warnings enabled.
قبل از ارسال به محیط تولید، ما همیشه با فعال کردن هشدارهای کامپایلر سختگیرانه، ساختهای را باز编译 میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید