rectifier

[ایالات متحده]/ˈrɛktɪfaɪə/
[بریتانیا]/ˈrɛktɪfaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که جریان متناوب (AC) را به جریان مستقیم (DC) تبدیل می‌کند؛ یکی که اصلاح می‌کند یا تصحیح می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

ac rectifier

راست‌گرد AC

dc rectifier

راست‌گرد DC

full-wave rectifier

راست‌گرد موج کامل

half-wave rectifier

راست‌گرد موج نصف

rectifier circuit

مدار راست‌گرد

rectifier diode

دیود یکسو‌ساز

bridge rectifier

راست‌گرد پل

phase-controlled rectifier

راست‌گرد با کنترل فاز

rectifier output

خروجی راست‌گرد

rectifier efficiency

بازدهی راست‌گرد

جملات نمونه

the rectifier converts ac to dc power.

راه‌انداز برق متناوب را به برق مستقیم تبدیل می‌کند.

we need a rectifier for this electrical circuit.

ما به یک راه‌انداز برای این مدار الکتریکی نیاز داریم.

the rectifier improves energy efficiency.

راه‌انداز باعث بهبود راندمان انرژی می‌شود.

check the rectifier for any faults.

راه‌انداز را برای هرگونه نقص بررسی کنید.

installing a rectifier can enhance performance.

نصب یک راه‌انداز می‌تواند عملکرد را بهبود بخشد.

the rectifier is essential for this application.

راه‌انداز برای این کاربرد ضروری است.

he is an expert in designing rectifiers.

او در طراحی راه‌اندازها متخصص است.

the rectifier's output voltage is stable.

ولتاژ خروجی راه‌انداز پایدار است.

they replaced the old rectifier with a new one.

آنها راه‌انداز قدیمی را با یک راه‌انداز جدید جایگزین کردند.

understanding how a rectifier works is important.

درک نحوه عملکرد یک راه‌انداز مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید