| جمع | redondas |
es redonda
دایرهای است
era redonda
دایرهای بود
será redonda
دایرهای خواهد بود
siendo redonda
دایرهای بودن
las redondas
دایرههای
pizza redonda
پیتزا دایرهای
mesa redonda
میز دایرهای
forma redonda
شکل دایرهای
piedra redonda
سنگ دایرهای
rueda redonda
چرخ دایرهای
the plaza redonda in the old town is surrounded by historic buildings.
پلیسای روندا در میان شهر قدیم توسط ساختمانهای تاریخی احاطه شده است.
she ordered a pizza redonda with fresh vegetables and mozzarella.
او یک پیتزا روندا با سبزیجات تازه و موززarella سفارش داد.
the round table discussion brought together experts from various fields.
بحث به دور میز گرد متخصصان از حوزههای مختلف را به هم جمع کرد.
they sat around the mesa redonda sharing stories and laughter.
آنها به دور میز گرد نشسته و داستانها و خندهها را به اشتراک گذاشتند.
the arquitecturaredaonda of the cathedral impressed all the visitors.
معماری روندا کatedral تمام بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار داد.
children drew formasredondas using compasses in art class.
کودکان در کلاس هنر با استفاده از پرگار شکلهای روندا رسم کردند.
the monedaredaonda commemorated the historical event with intricate details.
سکه روندا با جزئیات پیچیده این رویداد تاریخی را گرامی گرفت.
he admired the cararedonda of the renaissance sculptures in the museum.
او زیبایی شکلهای روندا اسکلتورهای نهضت را در موزه دوست داشت.
the spherical balloons created a festive atmosphere at the birthday celebration.
بالونهای کروی یک فضای جشنی در جشن تولد ایجاد کردند.
traditional bread is often baked in formasredondas for special occasions.
نان سنتی معمولاً در شکلهای روندا برای مناسبتهای ویژه پخته میشود.
the pista de baileredonda allowed dancers to move freely in all directions.
پیست رقص روندا به رقصندگان اجازه میدهد که در تمام جهات به آزادانه حرکت کنند.
her ojosredondas expressed surprise and delight at the unexpected gift.
چشمان روندا او شگفتی و خوشحالی دریافت یک هدیه غیرمنتظره را نشان داد.
es redonda
دایرهای است
era redonda
دایرهای بود
será redonda
دایرهای خواهد بود
siendo redonda
دایرهای بودن
las redondas
دایرههای
pizza redonda
پیتزا دایرهای
mesa redonda
میز دایرهای
forma redonda
شکل دایرهای
piedra redonda
سنگ دایرهای
rueda redonda
چرخ دایرهای
the plaza redonda in the old town is surrounded by historic buildings.
پلیسای روندا در میان شهر قدیم توسط ساختمانهای تاریخی احاطه شده است.
she ordered a pizza redonda with fresh vegetables and mozzarella.
او یک پیتزا روندا با سبزیجات تازه و موززarella سفارش داد.
the round table discussion brought together experts from various fields.
بحث به دور میز گرد متخصصان از حوزههای مختلف را به هم جمع کرد.
they sat around the mesa redonda sharing stories and laughter.
آنها به دور میز گرد نشسته و داستانها و خندهها را به اشتراک گذاشتند.
the arquitecturaredaonda of the cathedral impressed all the visitors.
معماری روندا کatedral تمام بازدیدکنندگان را تحت تأثیر قرار داد.
children drew formasredondas using compasses in art class.
کودکان در کلاس هنر با استفاده از پرگار شکلهای روندا رسم کردند.
the monedaredaonda commemorated the historical event with intricate details.
سکه روندا با جزئیات پیچیده این رویداد تاریخی را گرامی گرفت.
he admired the cararedonda of the renaissance sculptures in the museum.
او زیبایی شکلهای روندا اسکلتورهای نهضت را در موزه دوست داشت.
the spherical balloons created a festive atmosphere at the birthday celebration.
بالونهای کروی یک فضای جشنی در جشن تولد ایجاد کردند.
traditional bread is often baked in formasredondas for special occasions.
نان سنتی معمولاً در شکلهای روندا برای مناسبتهای ویژه پخته میشود.
the pista de baileredonda allowed dancers to move freely in all directions.
پیست رقص روندا به رقصندگان اجازه میدهد که در تمام جهات به آزادانه حرکت کنند.
her ojosredondas expressed surprise and delight at the unexpected gift.
چشمان روندا او شگفتی و خوشحالی دریافت یک هدیه غیرمنتظره را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید