reductant

[ایالات متحده]/rɪˈdʌktənt/
[بریتانیا]/rɪˈdʌktənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که با اهدا کردن الکترون‌ها باعث کاهش می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

strong reductant

کاهش دهنده قوی

effective reductant

کاهش دهنده موثر

common reductant

کاهش دهنده رایج

solid reductant

کاهش دهنده جامد

liquid reductant

کاهش دهنده مایع

carbon reductant

کاهش دهنده کربنی

metal reductant

کاهش دهنده فلزی

organic reductant

کاهش دهنده آلی

oxidizing reductant

کاهش دهنده اکسید کننده

جملات نمونه

the chemist used a reductant to facilitate the reaction.

شیمی‌دان از یک کاهنده برای تسهیل واکنش استفاده کرد.

in metallurgy, a reductant is essential for extracting metals.

در فلزات، یک کاهنده برای استخراج فلزات ضروری است.

the choice of reductant can affect the efficiency of the process.

انتخاب کاهنده می‌تواند بر کارایی فرآیند تأثیر بگذارد.

carbon is often used as a reductant in chemical reactions.

کربن اغلب به عنوان یک کاهنده در واکنش‌های شیمیایی استفاده می‌شود.

reducing agents, or reductants, play a crucial role in redox reactions.

عوامل کاهنده، یا کاهنده‌ها، نقش مهمی در واکنش‌های اکسیداسیون-کاهش ایفا می‌کنند.

the laboratory experiment required a specific type of reductant.

آزمایش آزمایشگاهی به یک نوع خاص از کاهنده نیاز داشت.

some organic compounds can act as reductants in various reactions.

برخی از ترکیبات آلی می‌توانند به عنوان کاهنده در واکنش‌های مختلف عمل کنند.

understanding the properties of a reductant is important for chemists.

درک خواص یک کاهنده برای شیمی‌دانان مهم است.

the effectiveness of a reductant depends on the reaction conditions.

اثربخشی یک کاهنده به شرایط واکنش بستگی دارد.

in some processes, a reductant can also serve as a fuel source.

در برخی فرآیندها، یک کاهنده می‌تواند به عنوان منبع سوخت نیز عمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید