refineries

[ایالات متحده]/rɪˈfaɪnəriz/
[بریتانیا]/rɪˈfaɪnɪriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پالایشگاه‌ها; تأسیسات برای پردازش مواد خام

عبارات و ترکیب‌ها

oil refineries

پالایشگاه‌های نفت

refinery operations

عملیات پالایشگاه

refinery capacity

ظرفیت پالایشگاه

refinery output

تولید پالایشگاه

refinery costs

هزینه‌های پالایشگاه

refinery upgrades

ارتقاء پالایشگاه

refinery emissions

انتشار پالایشگاه

refinery processes

فرآیندهای پالایشگاه

refinery safety

ایمنی پالایشگاه

refinery maintenance

نگهداری پالایشگاه

جملات نمونه

many refineries are located near major ports.

بسیاری از پالایشگاه‌ها در نزدیکی بنادر اصلی واقع شده‌اند.

refineries play a crucial role in the oil industry.

پالایشگاه‌ها نقش حیاتی در صنعت نفت ایفا می‌کنند.

environmental regulations affect how refineries operate.

مقررات زیست‌محیطی بر نحوه عملکرد پالایشگاه‌ها تأثیر می‌گذارد.

new technologies are being implemented in refineries.

فناوری‌های جدید در حال اجرا در پالایشگاه‌ها هستند.

refineries process crude oil into various products.

پالایشگاه‌ها نفت خام را به محصولات مختلف تبدیل می‌کنند.

some refineries have been shut down due to low demand.

به دلیل تقاضای کم، برخی از پالایشگاه‌ها تعطیل شده‌اند.

investments in refineries can lead to job creation.

سرمایه‌گذاری در پالایشگاه‌ها می‌تواند منجر به ایجاد شغل شود.

refineries must comply with safety standards.

پالایشگاه‌ها باید با استانداردهای ایمنی مطابقت داشته باشند.

the efficiency of refineries can impact fuel prices.

بهره‌وری پالایشگاه‌ها می‌تواند بر قیمت سوخت تأثیر بگذارد.

refineries are often the largest industrial facilities in a region.

پالایشگاه‌ها اغلب بزرگترین تأسیسات صنعتی در یک منطقه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید