refs

[ایالات متحده]/rɛfs/
[بریتانیا]/rɛfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. مراجع (استفاده شده با "به")
n. داوران (جمع ref)

عبارات و ترکیب‌ها

ref docs

اسناد مرجع

ref links

پیوندهای مرجع

ref materials

مواد مرجع

ref guide

راهنمای مرجع

ref data

اطلاعات مرجع

ref notes

یادداشت‌های مرجع

ref codes

کدهای مرجع

ref images

تصاویر مرجع

ref lists

لیست‌های مرجع

ref examples

نمونه‌های مرجع

جملات نمونه

the refs made a crucial decision in the final minutes of the game.

داوران تصمیم مهمی در دقایق پایانی بازی گرفتند.

many fans were unhappy with the refs' calls during the match.

بسیاری از هواداران از تصمیمات داوران در طول مسابقه ناراضی بودند.

the refs need to be more consistent with their decisions.

داوران باید در تصمیمات خود سازگارتر باشند.

players often argue with the refs over controversial calls.

بازیکنان اغلب به دلیل تصمیمات بحث‌برانگیز با داوران بحث می‌کنند.

after reviewing the video, the refs changed their initial call.

پس از بررسی ویدیو، داوران تصمیم اولیه خود را تغییر دادند.

the refs are trained to handle high-pressure situations.

داوران برای مقابله با شرایط پرفشار آموزش دیده‌اند.

critics say that refs should receive better training.

منتقدان می‌گویند که داوران باید آموزش بهتری ببینند.

refs play a vital role in ensuring fair play in sports.

داوران نقش حیوی در تضمین رعایت قوانین در ورزش ایفا می‌کنند.

some refs are more lenient than others when enforcing rules.

برخی از داوران هنگام اجرای قوانین نسبت به دیگران سخت‌گیرتر هستند.

the game was delayed because the refs were reviewing a play.

بازی به این دلیل به تعویق افتاد که داوران در حال بررسی یک صحنه بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید