refusals

[ایالات متحده]/rɪˈfjuːzəlz/
[بریتانیا]/rɪˈfjuːzəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال امتناع؛ حق انتخاب یا رد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

refusals to cooperate

عدم تمایل به همکاری

multiple refusals

عدم تمایلات متعدد

refusals of service

عدم ارائه خدمات

unjustified refusals

عدم تمایلات غیرموجه

refusals to comply

عدم تمایل به رعایت

refusals in writing

عدم تمایلات کتبی

refusals to negotiate

عدم تمایل به مذاکره

frequent refusals

عدم تمایلات مکرر

refusals of requests

عدم تمایل به درخواست‌ها

refusals to participate

عدم تمایل به مشارکت

جملات نمونه

his repeated refusals made it clear he was not interested.

ردپای مکرر او نشان داد که او علاقه‌ای ندارد.

refusals can sometimes lead to better opportunities.

گاهی اوقات امتناعات می‌توانند منجر به فرصت‌های بهتر شوند.

she faced many refusals before she succeeded.

او قبل از موفقیت با امتناعات زیادی روبرو شد.

refusals to comply with the rules can result in penalties.

امتناع از رعایت قوانین می‌تواند منجر به مجازات شود.

his refusals were seen as a sign of weakness.

رفتن او به عنوان نشانه ضعف تلقی شد.

they received a series of refusals from potential investors.

آنها مجموعه‌ای از امتناعات را از سرمایه‌گذاران بالقوه دریافت کردند.

refusals can be frustrating in negotiations.

امتناعات می‌توانند در مذاکرات خسته‌کننده باشند.

understanding the reasons behind refusals is essential.

درک دلایل پشت امتناعات ضروری است.

the manager noted the refusals during the meeting.

مدیر امتناعات را در طول جلسه یادداشت کرد.

her refusals to accept help surprised everyone.

امتناع او از پذیرش کمک باعث تعجب همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید