regenerations

[ایالات متحده]/rɪdʒenə'reɪʃn/
[بریتانیا]/ridʒɛnə'reʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احیاء; تولد دوباره; تجدید; احیا; جوانسازی

عبارات و ترکیب‌ها

urban regeneration

بازسازی شهری

regeneration of cells

بازسازی سلول‌ها

regeneration of tissue

بازسازی بافت

regeneration capacity

ظرفیت بازسازی

regeneration unit

واحد بازسازی

جملات نمونه

The city is undergoing a process of urban regeneration.

شهر در حال سپری کردن فرآیندی از بازسازی شهری است.

Skin regeneration is a complex biological process.

بازسازی پوست یک فرآیند بیولوژیکی پیچیده است.

Stem cells play a crucial role in tissue regeneration.

سلول‌های بنیادی نقش مهمی در بازسازی بافت ایفا می‌کنند.

Regeneration of forests is essential for environmental sustainability.

بازسازی جنگل‌ها برای پایداری محیط زیست ضروری است.

The company invested in the regeneration of the old industrial site.

شرکت در بازسازی محل صنعتی قدیمی سرمایه‌گذاری کرد.

Regeneration of damaged nerves can be a lengthy process.

بازسازی اعصاب آسیب‌دیده می‌تواند یک فرآیند طولانی باشد.

Proper nutrition is important for cell regeneration.

تغذیه مناسب برای بازسازی سلول‌ها مهم است.

Exercise can stimulate muscle regeneration.

ورزش می‌تواند باعث تحریک بازسازی عضلات شود.

Regeneration of coral reefs is crucial for marine ecosystems.

بازسازی صخره‌های مرجانی برای اکوسیستم‌های دریایی بسیار مهم است.

Regeneration of damaged organs may require medical intervention.

بازسازی اندام‌های آسیب‌دیده ممکن است نیاز به مداخله پزشکی داشته باشد.

نمونه‌های واقعی

They also encourage the regeneration of damaged tissue.

آنها همچنین تشویق به بازسازی بافت آسیب دیده می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

Blueberries contain flavonoids that have been shown to protect neurons and enhance their function and stimulate their regeneration.

بلوبری حاوی فلاونوئیدهایی است که نشان داده شده است نورون‌ها را محافظت کرده و عملکرد آنها را تقویت کرده و باعث تحریک بازسازی آنها می‌شود.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Mother trees are a crucial keystone in regeneration of forests.

درختان مادر سنگ بنای حیاتی در بازسازی جنگل‌ها هستند.

منبع: Earth Laboratory

This might have been the end of Wormtail, and of my last hope for regeneration.

این ممکن بود پایان Wormtail باشد و آخرین امید من برای بازسازی.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Therefore, since the time of our regeneration, the new man has been in our spirit.

بنابراین، از زمان بازسازی ما، مرد جدید در روح ما بوده است.

منبع: 2019 ITERO - The One New Man Fulfilling God’s Purpose

High-speed lines, like other regeneration projects, often displace economic activity rather than create it.

خطوط پرسرعت، مانند سایر پروژه‌های بازسازی، اغلب فعالیت‌های اقتصادی را جابجا می‌کنند تا اینکه آنها را ایجاد کنند.

منبع: The Economist - Comprehensive

And then this restoration is what we're doing or regeneration, it's becoming called now.

و سپس این بازسازی چیزی است که ما انجام می‌دهیم یا بازسازی، اکنون به آن بازسازی می‌گویند.

منبع: Earth Laboratory

Allowing them to identify specific genes and proteins that could hold the key to regeneration.

به آنها اجازه می‌دهد ژن‌ها و پروتئین‌های خاصی را که می‌توانند کلید بازسازی را در دست داشته باشند، شناسایی کنند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

And that required a bunch of experiments and following patterns of forest regeneration for five, 10,15 years.

و این نیاز به مجموعه‌ای از آزمایش‌ها و دنبال کردن الگوهای بازسازی جنگل به مدت پنج، ده، پانزده سال داشت.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American December 2021 Collection

So, in amphibians, in reptiles, including birds, this regeneration is going on all the time, same in fish.

بنابراین، در دوزیستان، خزندگان، از جمله پرندگان، این بازسازی همیشه در حال انجام است، همینطور در ماهی‌ها.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American January 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید