regimenting behavior
رفتار مستقر
regimenting rules
قوانین مستقر
regimenting practices
روش های مستقر
regimenting policies
خط مشی های مستقر
regimenting systems
سیستم های مستقر
regimenting processes
فرآیندهای مستقر
regimenting structures
ساختارهای مستقر
regimenting standards
استانداردهای مستقر
regimenting methods
روش های مستقر
regimenting guidelines
دستورالعمل های مستقر
the coach is regimenting the players to improve their performance.
مربی بازیکنان را برای بهبود عملکردشان سازماندهی میکند.
regimenting daily tasks can help increase productivity.
سازماندهی وظایف روزانه میتواند به افزایش بهرهوری کمک کند.
she believes in regimenting her study schedule for better results.
او معتقد است که سازماندهی برنامه مطالعه برای دستیابی به نتایج بهتر ضروری است.
regimenting the team’s activities ensures everyone stays on track.
سازماندهی فعالیتهای تیم اطمینان میدهد که همه در مسیر خود باقی بمانند.
he found that regimenting his exercise routine led to better health.
او دریافت که سازماندهی روتین تمرینی او منجر به سلامتی بهتر شد.
regimenting communication in the workplace can reduce misunderstandings.
سازماندهی ارتباطات در محل کار میتواند سوء تفاهمها را کاهش دهد.
they are regimenting their research methods for consistency.
آنها روشهای تحقیق خود را برای یکنواختی سازماندهی میکنند.
regimenting the workflow helped the project meet its deadlines.
سازماندهی گردش کار به پروژه کمک کرد تا مهلتهای مقرر را رعایت کند.
by regimenting his finances, he was able to save more money.
با سازماندهی امور مالی خود، او توانست بیشتر پس انداز کند.
regimenting time spent on social media can improve focus.
سازماندهی زمانی که در رسانههای اجتماعی صرف میشود میتواند تمرکز را بهبود بخشد.
regimenting behavior
رفتار مستقر
regimenting rules
قوانین مستقر
regimenting practices
روش های مستقر
regimenting policies
خط مشی های مستقر
regimenting systems
سیستم های مستقر
regimenting processes
فرآیندهای مستقر
regimenting structures
ساختارهای مستقر
regimenting standards
استانداردهای مستقر
regimenting methods
روش های مستقر
regimenting guidelines
دستورالعمل های مستقر
the coach is regimenting the players to improve their performance.
مربی بازیکنان را برای بهبود عملکردشان سازماندهی میکند.
regimenting daily tasks can help increase productivity.
سازماندهی وظایف روزانه میتواند به افزایش بهرهوری کمک کند.
she believes in regimenting her study schedule for better results.
او معتقد است که سازماندهی برنامه مطالعه برای دستیابی به نتایج بهتر ضروری است.
regimenting the team’s activities ensures everyone stays on track.
سازماندهی فعالیتهای تیم اطمینان میدهد که همه در مسیر خود باقی بمانند.
he found that regimenting his exercise routine led to better health.
او دریافت که سازماندهی روتین تمرینی او منجر به سلامتی بهتر شد.
regimenting communication in the workplace can reduce misunderstandings.
سازماندهی ارتباطات در محل کار میتواند سوء تفاهمها را کاهش دهد.
they are regimenting their research methods for consistency.
آنها روشهای تحقیق خود را برای یکنواختی سازماندهی میکنند.
regimenting the workflow helped the project meet its deadlines.
سازماندهی گردش کار به پروژه کمک کرد تا مهلتهای مقرر را رعایت کند.
by regimenting his finances, he was able to save more money.
با سازماندهی امور مالی خود، او توانست بیشتر پس انداز کند.
regimenting time spent on social media can improve focus.
سازماندهی زمانی که در رسانههای اجتماعی صرف میشود میتواند تمرکز را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید