| جمع | reives |
reive cattle
دریافت گاو
reive sheep
دریافت گوسفند
reive land
دریافت زمین
reive treasure
دریافت گنج
reive goods
دریافت کالا
reive property
دریافت ملک
reive wealth
دریافت ثروت
reive harvest
دریافت برداشت
reive resources
دریافت منابع
reive village
دریافت روستا
reive horses
دریافت اسب
reive supplies
دریافت لوازم
he tried to reive the lost treasure from the ancient ruins.
او تلاش کرد تا گنج گمشده را از ویرانههای باستانی بازیابی کند.
the bandits planned to reive the wealthy merchant's caravan.
راهزنها برنامهریزی کردند تا کاروان تجاری ثروتمند را به دست آورند.
she felt the urge to reive her childhood memories.
او احساس کرد که میل دارد خاطرات دوران کودکی خود را به دست آورد.
the king ordered his knights to reive the enemy's stronghold.
شاه به شوالیههایش دستور داد تا قلعه دشمن را به دست آورند.
they needed to reive control of the situation quickly.
آنها به سرعت نیاز داشتند تا کنترل اوضاع را به دست بگیرند.
he will reive the attention of the audience with his performance.
او با اجرای خود توجه مخاطبان را به خود جلب خواهد کرد.
the activists aimed to reive the rights of the marginalized communities.
فعالها هدفشان به دست آوردن حقوق جوامع به حاشیه رانده شده بود.
to succeed, they must reive their former glory.
برای موفقیت، آنها باید شکوه سابق خود را به دست آورند.
he felt compelled to reive his family's lost honor.
او احساس کرد که مجبور است افتخار از دست رفته خانوادهاش را به دست آورد.
the explorers hoped to reive the secrets of the ancient civilization.
کاوشگران امیدوار بودند اسرار تمدن باستانی را به دست آورند.
reive cattle
دریافت گاو
reive sheep
دریافت گوسفند
reive land
دریافت زمین
reive treasure
دریافت گنج
reive goods
دریافت کالا
reive property
دریافت ملک
reive wealth
دریافت ثروت
reive harvest
دریافت برداشت
reive resources
دریافت منابع
reive village
دریافت روستا
reive horses
دریافت اسب
reive supplies
دریافت لوازم
he tried to reive the lost treasure from the ancient ruins.
او تلاش کرد تا گنج گمشده را از ویرانههای باستانی بازیابی کند.
the bandits planned to reive the wealthy merchant's caravan.
راهزنها برنامهریزی کردند تا کاروان تجاری ثروتمند را به دست آورند.
she felt the urge to reive her childhood memories.
او احساس کرد که میل دارد خاطرات دوران کودکی خود را به دست آورد.
the king ordered his knights to reive the enemy's stronghold.
شاه به شوالیههایش دستور داد تا قلعه دشمن را به دست آورند.
they needed to reive control of the situation quickly.
آنها به سرعت نیاز داشتند تا کنترل اوضاع را به دست بگیرند.
he will reive the attention of the audience with his performance.
او با اجرای خود توجه مخاطبان را به خود جلب خواهد کرد.
the activists aimed to reive the rights of the marginalized communities.
فعالها هدفشان به دست آوردن حقوق جوامع به حاشیه رانده شده بود.
to succeed, they must reive their former glory.
برای موفقیت، آنها باید شکوه سابق خود را به دست آورند.
he felt compelled to reive his family's lost honor.
او احساس کرد که مجبور است افتخار از دست رفته خانوادهاش را به دست آورد.
the explorers hoped to reive the secrets of the ancient civilization.
کاوشگران امیدوار بودند اسرار تمدن باستانی را به دست آورند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید