the survey received positive responses from most participants.
نظرسنجی با پاسخهای مثبت از بیشتر شرکتکنندگان دریافت کرد.
her emotional responses revealed her true feelings about the news.
پاسخهای عاطفی او احساسات واقعی او درباره خبر را نشان داد.
the company analyzed customer responses to improve their products.
شرکت پاسخهای مشتریان را تحلیل کرد تا محصولات خود را بهبود بخشد.
we need immediate responses to handle this emergency situation.
ما نیاز به پاسخهای فوری برای مدیریت این وضعیت اضطراری داریم.
the experiment generated varied responses among the test subjects.
این آزمایش پاسخهای متفاوتی از بین افراد آزمایشی ایجاد کرد.
teachers should encourage active responses from students during class.
معلمان باید در طول کلاس پاسخهای فعالی از دانشآموزان تشویق کنند.
the politician's speech received mixed responses from the audience.
خطابه سیاستمدار پاسخهای مختلطی از بین حضار دریافت کرد.
our marketing campaign generated enthusiastic responses from young consumers.
کمپین بازاریابی ما پاسخهای خوشحال کنندهای از مصرفکنندگان جوان ایجاد کرد.
the study examines how people form their responses under pressure.
این مطالعه نحوه تشکیل پاسخهای افراد تحت فشار را مورد بررسی قرار میدهد.
the therapist observed non-verbal responses that contradicted his words.
درمانگر پاسخهای غیرکلامی را مشاهده کرد که با کلمات او تناقض داشت.
online reviews show diverse responses to the new restaurant opening.
بازخوردهای آنلاین نشان میدهد که پاسخهای متنوعی به بازدید از رستوران جدید داده شده است.
quick responses are essential when managing a crisis effectively.
پاسخهای سریع در مدیریت بحران بهطور مؤثر ضروری است.
the survey received positive responses from most participants.
نظرسنجی با پاسخهای مثبت از بیشتر شرکتکنندگان دریافت کرد.
her emotional responses revealed her true feelings about the news.
پاسخهای عاطفی او احساسات واقعی او درباره خبر را نشان داد.
the company analyzed customer responses to improve their products.
شرکت پاسخهای مشتریان را تحلیل کرد تا محصولات خود را بهبود بخشد.
we need immediate responses to handle this emergency situation.
ما نیاز به پاسخهای فوری برای مدیریت این وضعیت اضطراری داریم.
the experiment generated varied responses among the test subjects.
این آزمایش پاسخهای متفاوتی از بین افراد آزمایشی ایجاد کرد.
teachers should encourage active responses from students during class.
معلمان باید در طول کلاس پاسخهای فعالی از دانشآموزان تشویق کنند.
the politician's speech received mixed responses from the audience.
خطابه سیاستمدار پاسخهای مختلطی از بین حضار دریافت کرد.
our marketing campaign generated enthusiastic responses from young consumers.
کمپین بازاریابی ما پاسخهای خوشحال کنندهای از مصرفکنندگان جوان ایجاد کرد.
the study examines how people form their responses under pressure.
این مطالعه نحوه تشکیل پاسخهای افراد تحت فشار را مورد بررسی قرار میدهد.
the therapist observed non-verbal responses that contradicted his words.
درمانگر پاسخهای غیرکلامی را مشاهده کرد که با کلمات او تناقض داشت.
online reviews show diverse responses to the new restaurant opening.
بازخوردهای آنلاین نشان میدهد که پاسخهای متنوعی به بازدید از رستوران جدید داده شده است.
quick responses are essential when managing a crisis effectively.
پاسخهای سریع در مدیریت بحران بهطور مؤثر ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید