responses

[ایالات متحده]/[rɪˈspɒn(z)ɪz]/
[بریتانیا]/[rɪˈspɑːnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پاسخ دادن؛ یک پاسخ یا جواب؛ یک واکنش به چیزی
v. به پاسخ دادن؛ به واکنش نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

responses to questions

پاسخ به سوالات

customer responses

پاسخ های مشتری

initial responses

پاسخ های اولیه

positive responses

پاسخ های مثبت

analyzing responses

تجزیه و تحلیل پاسخ ها

seeking responses

دریافت پاسخ

responses varied

پاسخ ها متفاوت بودند

immediate responses

پاسخ های فوری

responses received

پاسخ ها دریافت شد

evaluating responses

ارزیابی پاسخ ها

جملات نمونه

we need prompt responses to this urgent request.

ما به پاسخ‌های سریع به این درخواست فوری نیاز داریم.

the patient's physiological responses were carefully monitored.

پاسخ‌های فیزیولوژیکی بیمار به دقت مورد نظارت قرار گرفت.

initial responses to the new product have been positive.

پاسخ‌های اولیه به محصول جدید مثبت بوده است.

the company's responses to the crisis were inadequate.

پاسخ‌های شرکت به بحران کافی نبودند.

he received no responses to his job applications.

او پاسخی به درخواست‌های شغلی خود دریافت نکرد.

the survey included questions about customer responses.

نظرسنجی شامل سوالاتی در مورد پاسخ‌های مشتری بود.

the team analyzed the public's responses to the campaign.

تیم پاسخ‌های مردم به کمپین را تجزیه و تحلیل کرد.

her emotional responses were often unpredictable.

پاسخ‌های عاطفی او اغلب غیرقابل پیش‌بینی بودند.

we expect immediate responses to any security breaches.

ما انتظار داریم به هرگونه نقض امنیتی، پاسخ‌های فوری داده شود.

the judge considered all legal responses before making a decision.

قاضی قبل از اتخاذ تصمیم، به همه پاسخ‌های قانونی توجه کرد.

the software provides automated responses to common queries.

نرم‌افزار پاسخ‌های خودکار به پرسش‌های متداول ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید