returns

[ایالات متحده]/[ˈrɪtɜːnz]/
[بریتانیا]/[ˈrɪtɜːrz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بازگشتن؛ برگرداندن؛ پس دادن؛ ارسال کردن؛ بازگرداندن (مثلاً، یک نتیجه)
n. عمل بازگشتن؛ بازگشت

عبارات و ترکیب‌ها

returns policy

سیاست بازگشت

returns to normal

به حالت عادی باز می‌گردد

returns call

تماس مجدد

returns investment

بازگشت سرمایه

returns home

به خانه باز می‌گردد

returns now

حالا باز گردد

returns process

فرآیند بازگشت

returns quickly

به سرعت باز گردد

returns value

ارزش بازگشتی

returns season

فصل بازگشت

جملات نمونه

the company reports strong returns on its investments.

شرکت از بازدهی قوی سرمایه‌گذاری‌ها گزارش می‌دهد.

she eagerly awaits her son's safe returns from overseas.

او مشتاقانه منتظر بازگشت امن پسرش از خارج از کشور است.

the stock market's returns have been volatile recently.

بازدهی بازار سهام اخیراً ناپایدار بوده است.

we expect significant returns from this new product line.

ما انتظار داریم از این خط تولید جدید بازدهی قابل توجهی حاصل شود.

he made a quick return to base after the mission.

او پس از ماموریت به سرعت به پایگاه بازگشت.

the museum's annual returns exceeded expectations.

بازدهی سالانه موزه از انتظارات فراتر رفت.

the software provides detailed returns analysis tools.

نرم‌افزار ابزارهای تجزیه و تحلیل دقیق بازدهی را ارائه می‌دهد.

the charity's returns are used to fund vital programs.

بازدهی خیریه برای تأمین بودجه برنامه‌های حیاتی استفاده می‌شود.

the athlete's triumphant return to competition was inspiring.

بازگشت پیروزمندانه ورزشکار به مسابقات الهام‌بخش بود.

calculate the annual returns on your savings account.

بازدهی سالانه حساب پس‌انداز خود را محاسبه کنید.

the train's scheduled returns are displayed on the board.

زمان‌های بازگشت قطار طبق برنامه در تابلو نشان داده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید