reversion

[ایالات متحده]/rɪˈvɜːʃn/
[بریتانیا]/rɪˈvɜːrʒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازگرداندن به وضعیت قبلی؛ به دست آوردن وراثت یا مالکیت آینده.

عبارات و ترکیب‌ها

reversion of rights

بازگشت حقوق

reversion clause

تبصره بازگشت

جملات نمونه

the reversion of property.

برگشت ملکیت

there was some reversion to polytheism.

برخی بازگشت به چندخدایی بود.

he was given a promise of the reversion of Boraston's job.

به او قول بازگشت شغل بوراستون داده شد.

I’m trying to prevent the reversion of my garden to nature.

من سعی می کنم از بازگشت باغ من به طبیعت جلوگیری کنم.

There was the prospect of too good a fortune in reversion when Charles married Dina.

وقتی چارلز با دینا ازدواج کرد، چشم انداز ثروت خوبی در بازگشت وجود داشت.

Reversion thus requires a deus ex machina in the form ofsome superrational investor (Warren Buffett, maybe?

بنابراین، بازگشت نیاز به یک deus ex machina به شکل یک سرمایه گذار فوق العاده منطقی (ورن بافت، شاید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید