revascularise

[ایالات متحده]/riːˈvæskjʊləraɪz/
[بریتانیا]/riˈvæskjʊləraɪz/

ترجمه

vt. به یک قسمت از بدن خون رسانی مجدد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

revascularise tissue

بازسازی بافت

revascularise heart

بازسازی قلب

revascularise limb

بازسازی اندام

revascularise brain

بازسازی مغز

revascularise patient

بازسازی بیمار

revascularise artery

بازسازی شریان

revascularise vein

بازسازی وریدی

revascularise muscle

بازسازی عضله

revascularise area

بازسازی ناحیه

revascularise organs

بازسازی اندام‌ها

جملات نمونه

the doctor plans to revascularise the affected area to improve blood flow.

پزشک قصد دارد ناحیه آسیب‌دیده را دوباره عروقی کند تا جریان خون را بهبود بخشد.

they are researching new techniques to revascularise damaged tissues.

آنها در حال تحقیق در مورد تکنیک‌های جدید برای عروقی‌سازی مجدد بافت‌های آسیب‌دیده هستند.

surgeons use various methods to revascularise limbs affected by ischemia.

جراحان از روش‌های مختلف برای عروقی‌سازی مجدد اندام‌های تحت‌تاثیر ایسکمی استفاده می‌کنند.

in some cases, medications can help to revascularise the brain.

در برخی موارد، داروها می‌توانند به عروقی‌سازی مجدد مغز کمک کنند.

the team aims to find ways to safely revascularise patients with chronic conditions.

تیم قصد دارد راه‌هایی برای عروقی‌سازی ایمن بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید