cultural revivalism
بازگشت فرهنگی
religious revivalism
بازگشت مذهبی
The church experienced a revivalism in the 19th century.
کلیسای در قرن نوزدهم با تجربهای از احیای دوباره روبرو شد.
Revivalism in fashion trends often brings back styles from the past.
احیای دوباره در روند مد، اغلب سبکهای گذشته را بازمیگرداند.
The artist's work reflects a sense of revivalism in traditional painting techniques.
آثار هنرمند، حسی از احیای دوباره در تکنیکهای نقاشی سنتی را نشان میدهد.
Revivalism of classic literature is evident in the popularity of Shakespeare's plays.
احیای دوباره ادبیات کلاسیک در محبوبیت نمایشنامههای شکسپیر آشکار است.
The political party is promoting a revivalism of old policies to attract voters.
حزب سیاسی در حال ترویج احیای دوباره سیاستهای قدیمی برای جذب رایدهندگان است.
There is a growing interest in revivalism of traditional craftsmanship among young artisans.
علاقهای رو به رشد به احیای دوباره هنر و صنعت سنتی در میان هنرمندان جوان وجود دارد.
Revivalism of folk music has brought new life to cultural heritage.
احیای دوباره موسیقی محلی، زندگی جدیدی به میراث فرهنگی بخشیدهاست.
The revivalism of retro gaming consoles has captured the attention of nostalgic gamers.
احیای دوباره کنسولهای بازی رترو، توجه گیمرهای نوستالژیک را به خود جلب کرده است.
Revivalism of ancient healing practices is gaining popularity in alternative medicine.
احیای دوباره روشهای درمانی باستانی، در حال افزایش محبوبیت در طب جایگزین است.
The revivalism of vinyl records has created a resurgence in the music industry.
احیای دوباره صفحات وینیل، باعث تجدید حیات در صنعت موسیقی شده است.
cultural revivalism
بازگشت فرهنگی
religious revivalism
بازگشت مذهبی
The church experienced a revivalism in the 19th century.
کلیسای در قرن نوزدهم با تجربهای از احیای دوباره روبرو شد.
Revivalism in fashion trends often brings back styles from the past.
احیای دوباره در روند مد، اغلب سبکهای گذشته را بازمیگرداند.
The artist's work reflects a sense of revivalism in traditional painting techniques.
آثار هنرمند، حسی از احیای دوباره در تکنیکهای نقاشی سنتی را نشان میدهد.
Revivalism of classic literature is evident in the popularity of Shakespeare's plays.
احیای دوباره ادبیات کلاسیک در محبوبیت نمایشنامههای شکسپیر آشکار است.
The political party is promoting a revivalism of old policies to attract voters.
حزب سیاسی در حال ترویج احیای دوباره سیاستهای قدیمی برای جذب رایدهندگان است.
There is a growing interest in revivalism of traditional craftsmanship among young artisans.
علاقهای رو به رشد به احیای دوباره هنر و صنعت سنتی در میان هنرمندان جوان وجود دارد.
Revivalism of folk music has brought new life to cultural heritage.
احیای دوباره موسیقی محلی، زندگی جدیدی به میراث فرهنگی بخشیدهاست.
The revivalism of retro gaming consoles has captured the attention of nostalgic gamers.
احیای دوباره کنسولهای بازی رترو، توجه گیمرهای نوستالژیک را به خود جلب کرده است.
Revivalism of ancient healing practices is gaining popularity in alternative medicine.
احیای دوباره روشهای درمانی باستانی، در حال افزایش محبوبیت در طب جایگزین است.
The revivalism of vinyl records has created a resurgence in the music industry.
احیای دوباره صفحات وینیل، باعث تجدید حیات در صنعت موسیقی شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید