revivifiers

[ایالات متحده]/rɪˈvɪvɪfaɪəz/
[بریتانیا]/rɪˈvɪvɪfaɪərz/

ترجمه

n. کسی که یا چیزی که دوباره زنده می‌کند یا احیا می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

atmospheric revivifiers

احیای فضایی

chemical revivifiers

احیای شیمیایی

tissue revivifiers

احیای بافتی

spirit revivifiers

احیای معنوی

soil revivifiers

احیای خاک

enzyme revivifiers

احیای آنزیمی

the revivifiers

احیا کنندگان

جملات نمونه

these natural revivifiers helped restore my energy after a long week.

این احیای‌کننده‌های طبیعی به بازگرداندن انرژی من پس از یک هفته طولانی کمک کردند.

the herbal tea acts as one of the most effective revivifiers for mental fatigue.

چای گیاهی به عنوان یکی از موثرترین احیای‌کننده‌ها برای خستگی ذهنی عمل می‌کند.

sleep remains the ultimate revivifiers for both body and mind.

خواب همچنان نهایی‌ترین احیای‌کننده‌ها برای هم جسم و هم ذهن است.

many athletes rely on various revivifiers to speed up their recovery.

بسیاری از ورزشکاران به انواع مختلفی از احیای‌کننده‌ها برای تسریع روند بهبودی خود متکی هستند.

meditation and breathing exercises serve as powerful revivifiers during stressful times.

مدیتیشن و تمرینات تنفسی به عنوان احیای‌کننده‌های قدرتمند در زمان‌های استرس‌زا عمل می‌کنند.

these mineral waters are known as the region's most famous revivifiers.

این آب‌های معدنی به عنوان مشهورترین احیای‌کننده‌های منطقه شناخته می‌شوند.

the spa offers a range of organic revivifiers for relaxation and rejuvenation.

این اسپا مجموعه‌ای از احیای‌کننده‌های ارگانیک برای آرامش و تجدید قوا ارائه می‌دهد.

music can be an unexpected but powerful revivifiers for the human spirit.

موسیقی می‌تواند یک احیای‌کننده غیرمنتظره اما قدرتمند برای روح انسان باشد.

ancient cultures discovered many natural revivifiers that we still use today.

فرهنگ‌های باستانی بسیاری از احیای‌کننده‌های طبیعی را کشف کردند که هنوز هم از آنها استفاده می‌کنیم.

proper hydration is one of the simplest yet most effective revivifiers available.

هیدراتاسیون مناسب یکی از ساده‌ترین اما موثرترین احیای‌کننده‌های موجود است.

the company developed new revivifiers for their exhausted workforce.

شرکت، احیای‌کننده‌های جدیدی برای نیروی کار خسته خود توسعه داد.

sunlight and fresh air are free revivifiers that many people overlook.

نور خورشید و هوای تازه، احیای‌کننده‌های رایگانی هستند که بسیاری از مردم از آنها غافل می‌شوند.

these dietary supplements claim to be revolutionary revivifiers for cognitive function.

این مکمل‌های غذایی ادعا می‌کنند که احیای‌کننده‌های انقلابی برای عملکرد شناختی هستند.

the therapist suggested several emotional revivifiers to help cope with grief.

درمانگر چندین احیای‌کننده عاطفی را برای مقابله با غم و اندوه توصیه کرد.

antioxidants serve as cellular revivifiers, protecting our bodies from aging.

آنتی‌اکسیدان‌ها به عنوان احیای‌کننده‌های سلولی عمل می‌کنند و از بدن ما در برابر پیری محافظت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید