revolucionaria

[ایالات متحده]/rɪˌvɒljʊˈθɪəri/
[بریتانیا]/rɪˌvɑːljuˈθɪneri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که در یک انقلاب حمایت یا شرکت می‌کند؛ انقلاب‌گر زن
adj. مربوط به یا ویژگی یک انقلاب سیاسی یا اجتماعی؛ باعث یا شامل تغییر جهانی می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

la revolucionaria

ثورة

una revolucionaria

یک ثوره‌گر

ellas son revolucionarias

آنها ثوره‌گر هستند

ser revolucionaria

ثورة شدن

mujer revolucionaria

زن ثوره‌گر

las revolucionarias

ثورة‌گران

ella fue revolucionaria

او یک ثوره‌گر بود

revolucionarias valientes

ثورة‌گران شجاع

una verdadera revolucionaria

یک ثوره‌گر واقعی

la nueva revolucionaria

ثورة‌گر جدید

جملات نمونه

the revolucionaria ideas transformed the entire political landscape.

ایده های انقلابی تمام منظر سیاسی را تغییر داد.

she led a revolucionaria movement against the authoritarian regime.

او رهبری یک حرکت انقلابی علیه رژیم دiktاتوری را بر عهده داشت.

the cientista presented her revolucionaria findings at the conference.

دانشمند نتایج انقلابی خود را در کنفرانس ارائه کرد.

they developed a revolucionaria technology that changed medicine forever.

آنها یک فناوری انقلابی را توسعه دادند که پزشکی را برای همیشه تغییر داد.

the artist created a revolucionaria masterpiece that shocked the art world.

هنرمند یک اثر انقلابی ایجاد کرد که جهان هنر را شوکه کرد.

her revolucionaria approach to education inspired thousands of students.

رویکرد انقلابی او در آموزش هزاران دانشجو را الهام بخشید.

the company introduced a revolucionaria product line this year.

شرکت این سال یک خط تولید انقلابی را معرفی کرد.

scientists made a revolucionaria discovery in renewable energy.

دانشمندان در انرژی تجدید پذیر یک کشف انقلابی انجام دادند.

the writer published a revolucionaria novel that challenged social norms.

نویسنده یک رمان انقلابی منتشر کرد که نرم‌های اجتماعی را چالش می‌پذیرد.

they organized a мирную revolucionaria protest in the capital city.

the engineer designed a revolucionaria engine that reduced emissions significantly.

مهندس یک موتور انقلابی طراحی کرد که انتشارات را به طور قابل توجهی کاهش داد.

her revolucionaria strategy won the championship for the team.

استراتژی انقلابی او باعث شد تیم جام را ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید