rhinoscopes

[ایالات متحده]/ˈraɪnəskəʊp/
[بریتانیا]/ˈraɪnəˌskoʊp/

ترجمه

n. یک ابزار پزشکی برای معاینه مجاری بینی؛ دستگاهی که در رینوسکوپی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

use rhinoscope

استفاده از راینوسکوپ

rhinoscope examination

معاینه با راینوسکوپ

rhinoscope procedure

روش راینوسکوپ

insert rhinoscope

قرار دادن راینوسکوپ

rhinoscope view

نمای راینوسکوپ

rhinoscope tip

سر راینوسکوپ

rhinoscope guide

راهنمای راینوسکوپ

clean rhinoscope

تمیز کردن راینوسکوپ

rhinoscope angle

زاویه راینوسکوپ

rhinoscope light

نور راینوسکوپ

جملات نمونه

the doctor used a rhinoscope to examine the patient's nasal passages.

پزشک از رینوسکوپ برای معاینه راه های تنفسی بینی بیمار استفاده کرد.

a rhinoscope is essential for diagnosing sinus issues.

رینوسکوپ برای تشخیص مشکلات سینوسی ضروری است.

he felt nervous before the rhinoscope procedure.

او قبل از روش رینوسکوپ احساس اضطراب کرد.

using a rhinoscope can help identify infections in the sinuses.

استفاده از رینوسکوپ می تواند به شناسایی عفونت های سینوسی کمک کند.

the rhinoscope allowed for a clearer view of the nasal cavity.

رینوسکوپ امکان دید واضح تری از حفره بینی را فراهم کرد.

after the rhinoscope examination, the doctor provided a treatment plan.

پس از معاینه رینوسکوپ، پزشک یک برنامه درمانی ارائه داد.

she was relieved when the rhinoscope results came back normal.

او از اینکه نتایج رینوسکوپ طبیعی بود، احساس راحتی کرد.

the rhinoscope procedure is typically quick and painless.

روش رینوسکوپ معمولاً سریع و بدون درد است.

training is required to properly use a rhinoscope.

برای استفاده صحیح از رینوسکوپ به آموزش نیاز است.

he learned about the rhinoscope during his medical studies.

او در طول تحصیلات پزشکی خود در مورد رینوسکوپ یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید