ribose

[ایالات متحده]/ˈraɪbəʊs/
[بریتانیا]/ˈraɪboʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قندی که در RNA یافت می‌شود؛ نوکلئوساکارید

عبارات و ترکیب‌ها

ribose sugar

قند ریبوز

ribose molecule

مولکول ریبوز

ribose phosphate

ریبوز فسفات

ribose nucleoside

ریبوز نوکلئوزید

ribose synthesis

سنتز ریبوز

ribose metabolism

متابولیسم ریبوز

ribose deficiency

کمبود ریبوز

ribose production

تولید ریبوز

ribose pathway

مسیر ریبوز

ribose function

عملکرد ریبوز

جملات نمونه

ribose is a crucial component of rna.

ریبوز یک جزء حیاتی از RNA است.

scientists study ribose to understand cellular processes.

دانشمندان از ریبوز برای درک فرآیندهای سلولی مطالعه می‌کنند.

ribose can be synthesized in the body from glucose.

ریبوز می‌تواند در بدن از گلوکز سنتز شود.

some athletes take ribose supplements for energy.

برخی از ورزشکاران برای افزایش انرژی، مکمل‌های ریبوز مصرف می‌کنند.

ribose plays a role in the production of atp.

ریبوز در تولید ATP نقش دارد.

research indicates ribose may improve recovery after exercise.

تحقیقات نشان می‌دهد که ریبوز ممکن است به بهبود ریکاوری بعد از ورزش کمک کند.

ribose is found in all living cells.

ریبوز در تمام سلول‌های زنده یافت می‌شود.

many biochemicals are derived from ribose.

بسیاری از مواد شیمیایی زیستی از ریبوز مشتق می‌شوند.

ribose contributes to the structure of nucleotides.

ریبوز به ساختار نوکلئوتیدها کمک می‌کند.

ribose can influence metabolic pathways in the body.

ریبوز می‌تواند مسیرهای متابولیکی در بدن را تحت تأثیر قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید