ribozyme

[ایالات متحده]/ˈraɪbəʊzaɪm/
[بریتانیا]/ˈraɪboʊzaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مولکول RNA که فعالیت کاتالیتیک دارد
Word Forms
جمعribozymes

عبارات و ترکیب‌ها

ribozyme activity

فعالیت ریبوزیم

ribozyme mechanism

مکانیسم ریبوزیم

ribozyme function

عملکرد ریبوزیم

ribozyme structure

ساختار ریبوزیم

ribozyme engineering

مهندسی ریبوزیم

ribozyme design

طراحی ریبوزیم

ribozyme synthesis

سنتز ریبوزیم

ribozyme catalysis

کاتالیز ریبوزیم

ribozyme evolution

تکامل ریبوزیم

ribozyme research

تحقیقات ریبوزیم

جملات نمونه

ribozymes can catalyze biochemical reactions.

ریبوزیم‌ها می‌توانند واکنش‌های بیوشیمیایی را کاتالیز کنند.

researchers are studying ribozymes for gene therapy.

محققان در حال مطالعه ریبوزیم‌ها برای ژن درمانی هستند.

ribozymes play a crucial role in rna processing.

ریبوزیم‌ها نقش مهمی در پردازش RNA ایفا می‌کنند.

scientists discovered ribozymes in the 1980s.

دانشمندان ریبوزیم‌ها را در دهه 1980 کشف کردند.

ribozymes can be engineered for specific functions.

می‌توان ریبوزیم‌ها را برای عملکردهای خاص مهندسی کرد.

understanding ribozymes could lead to new therapies.

درک ریبوزیم‌ها می‌تواند منجر به درمان‌های جدید شود.

ribozymes are important in the field of molecular biology.

ریبوزیم‌ها در زمینه زیست‌شناسی مولکولی مهم هستند.

some ribozymes can self-replicate under certain conditions.

برخی از ریبوزیم‌ها می‌توانند در شرایط خاص خودتکثیر شوند.

the study of ribozymes opens new avenues in research.

مطالعه ریبوزیم‌ها مسیرهای جدیدی را در تحقیقات باز می‌کند.

ribozymes have potential applications in biotechnology.

ریبوزیم‌ها کاربردهای بالقوه در بیوتکنولوژی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید