children often experience rickovers after watching scary movies.
کودکان اغلب پس از تماشای فیلمهای مخيف ریکووری میکنند.
frequent rickovers can disrupt sleep patterns significantly.
ریکووریهای متكرر میتواند الگوهای خواب را به طور قابل توجهی مختل کند.
the therapist helped her overcome persistent rickovers.
درمانگر کمک کرد تا او از ریکووریهای مزمن خود غلبه کند.
dark rooms triggered severe rickovers in the boy.
اتاقهای تاریک باعث ایجاد ریکووریهای شدید در پسر شد.
he tried various methods to prevent rickovers from recurring.
او سعی کرد روشهای مختلفی را برای جلوگیری از تکرار ریکووریها امتحان کند.
chronic rickovers may indicate underlying psychological issues.
ریکووریهای مزمن ممکن است نشان دهنده مشکلات روانی پنهان باشد.
the medication reduced the intensity of her rickovers.
دارو شدت ریکووریهای او را کاهش داد.
parents should comfort children experiencing rickovers gently.
والدین باید کودکانی که ریکووری میکنند را به آرامی آرام کنند.
stress and anxiety can cause frequent rickovers at night.
استرس و نگرانی میتواند باعث ایجاد ریکووریهای متكرر در شب شود.
keeping a dream journal helped track his rickovers.
نگه داشتن یک دفترچه رویا کمک کرد تا ریکووریهای او را دنبال کند.
the terrifying rickovers left him exhausted every morning.
ریکووریهای وحشتناک باعث شد که او هر صبح خسته شود.
breathing exercises can help manage sudden rickovers.
تکالیف تنفسی میتواند کمک کند تا ریکووریهای ناگهانی را مدیریت کنید.
teenagers sometimes develop rickovers during exam periods.
نوجوانان گاهی در دورههای امتحانی ریکووری پیدا میکنند.
children often experience rickovers after watching scary movies.
کودکان اغلب پس از تماشای فیلمهای مخيف ریکووری میکنند.
frequent rickovers can disrupt sleep patterns significantly.
ریکووریهای متكرر میتواند الگوهای خواب را به طور قابل توجهی مختل کند.
the therapist helped her overcome persistent rickovers.
درمانگر کمک کرد تا او از ریکووریهای مزمن خود غلبه کند.
dark rooms triggered severe rickovers in the boy.
اتاقهای تاریک باعث ایجاد ریکووریهای شدید در پسر شد.
he tried various methods to prevent rickovers from recurring.
او سعی کرد روشهای مختلفی را برای جلوگیری از تکرار ریکووریها امتحان کند.
chronic rickovers may indicate underlying psychological issues.
ریکووریهای مزمن ممکن است نشان دهنده مشکلات روانی پنهان باشد.
the medication reduced the intensity of her rickovers.
دارو شدت ریکووریهای او را کاهش داد.
parents should comfort children experiencing rickovers gently.
والدین باید کودکانی که ریکووری میکنند را به آرامی آرام کنند.
stress and anxiety can cause frequent rickovers at night.
استرس و نگرانی میتواند باعث ایجاد ریکووریهای متكرر در شب شود.
keeping a dream journal helped track his rickovers.
نگه داشتن یک دفترچه رویا کمک کرد تا ریکووریهای او را دنبال کند.
the terrifying rickovers left him exhausted every morning.
ریکووریهای وحشتناک باعث شد که او هر صبح خسته شود.
breathing exercises can help manage sudden rickovers.
تکالیف تنفسی میتواند کمک کند تا ریکووریهای ناگهانی را مدیریت کنید.
teenagers sometimes develop rickovers during exam periods.
نوجوانان گاهی در دورههای امتحانی ریکووری پیدا میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید