ricotta

[ایالات متحده]/rɪ'kɒtə/
[بریتانیا]/rɪˈkɑtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنیر سرشار از پروتئین ایتالیایی
Word Forms
جمعricottas

عبارات و ترکیب‌ها

ricotta cheese

پنیر ریکوتا

ricotta pancakes

پنکیک ریکوتا

ricotta stuffed shells

خوراک ریکوتا با پوسته

ricotta spinach lasagna

لازانیا ریکوتا اسفناج

جملات نمونه

I love making ricotta pancakes for breakfast.

من عاشق درست کردن پنکیک ریکوتا برای صبحانه هستم.

Ricotta cheese is a common ingredient in Italian cuisine.

پنیر ریکوتا یک ماده رایج در آشپزی ایتالیایی است.

She used ricotta in her lasagna recipe.

او از ریکوتا در دستور العمل لازانیا خود استفاده کرد.

The ricotta-filled ravioli was delicious.

راویولی پر شده با ریکوتا خوشمزه بود.

I like to spread ricotta on toast with honey.

من دوست دارم ریکوتا را روی نان تست با عسل بمالم.

Ricotta is a versatile cheese that can be used in both sweet and savory dishes.

ریکوتا یک پنیر همه کاره است که می توان از آن در غذاهای شیرین و دلپذیر استفاده کرد.

The ricotta and spinach combination is a classic in Italian cuisine.

ترکیب ریکوتا و اسفناج یک کلاسیک در آشپزی ایتالیایی است.

I added ricotta to the filling of my homemade cannoli.

من ریکوتا را به مواد داخل کانولی خانگی خود اضافه کردم.

Ricotta is a creamy and mild cheese that pairs well with fruits and nuts.

ریکوتا یک پنیر خامه‌ای و ملایم است که با میوه‌ها و مغزها به خوبی همراه است.

The ricotta gnocchi melted in my mouth.

گنوچی ریکوتا در دهان من آب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید