righthanded person
راستدست
righthanded rule
قانون راستدست
righthanded scissors
قیچی راستدست
righthanded golfer
بازیکن گلف راستدست
righthanded thrower
پرتابکننده راستدست
righthanded dominance
غلبهی راستدست
righthanded grip
گرفتن با دست راست
righthanded orientation
جهتگیری راستدست
righthanded preference
ترجیح راستدست
righthanded bat
چوب راستدست
he is righthanded, so he writes with his right hand.
او راست دست است، بنابراین با دست راست خود مینویسد.
most people are righthanded, making right-handed tools more common.
اکثر مردم راست دست هستند، که باعث میشود ابزارهای راست دست بیشتر رایج باشند.
being righthanded can influence how you learn to play instruments.
راست دست بودن میتواند بر نحوه یادگیری شما برای نواختن سازها تأثیر بگذارد.
she prefers righthanded scissors for better control.
او قیچیهای راست دست را به دلیل کنترل بهتر ترجیح میدهد.
righthanded people often find it easier to use certain gadgets.
افراد راست دست اغلب استفاده از برخی گجتها را آسانتر میدانند.
his righthandedness is evident in his sports skills.
راست دست بودن او در مهارتهای ورزشی او آشکار است.
righthanded individuals may struggle with left-handed equipment.
افراد راست دست ممکن است در استفاده از تجهیزات دست چپ مشکل داشته باشند.
she learned to play the guitar as a righthanded player.
او به عنوان یک نوازنده راست دست گیتار را یاد گرفت.
many tools are designed primarily for righthanded users.
بسیاری از ابزارها عمدتاً برای کاربران راست دست طراحی شدهاند.
righthandedness can sometimes affect handwriting style.
راست دست بودن گاهی اوقات میتواند بر سبک خوشنویسی تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید