| جمع | roaders |
broader horizons
افقهای گستردهتر
broader perspective
دیدگاه گستردهتر
broader range
محدوده گستردهتر
broader audience
مخاطب گستردهتر
broader scope
دامنه گستردهتر
broader vision
چشمانداز گستردهتر
broader market
بازار گستردهتر
broader access
دسترسی گستردهتر
broader impact
تاثیر گستردهتر
broader knowledge
دانش گستردهتر
the road is wider and can accommodate a larger roader.
جاده وسیعتر است و میتواند یک راننده بزرگتر را در خود جای دهد.
as a roader, you should be aware of traffic rules.
به عنوان یک راننده، باید از قوانین رانندگی آگاه باشید.
he is a seasoned roader who enjoys long trips.
او یک راننده با تجربه است که از سفرهای طولانی لذت می برد.
being a roader requires good navigation skills.
رانندگی کردن به مهارت های خوب جهت یابی نیاز دارد.
the roader stopped to refuel at the gas station.
راننده برای سوخت گیری در جایگاه سوخت متوقف شد.
every roader should carry a spare tire in case of emergencies.
هر راننده باید در صورت بروز اضطرار یک لاستیک زاپاس همراه داشته باشد.
as a roader, it's important to stay alert on the highway.
به عنوان یک راننده، مهم است که در بزرگراه هوشیار باشید.
the roader planned a route to avoid traffic jams.
راننده مسیری را برای جلوگیری از ترافیک برنامه ریزی کرد.
she is a confident roader who drives at night.
او یک راننده با اعتماد به نفس است که شب رانندگی می کند.
the roader encountered some rough terrain during the trip.
راننده در طول سفر با زمین ناهموار مواجه شد.
broader horizons
افقهای گستردهتر
broader perspective
دیدگاه گستردهتر
broader range
محدوده گستردهتر
broader audience
مخاطب گستردهتر
broader scope
دامنه گستردهتر
broader vision
چشمانداز گستردهتر
broader market
بازار گستردهتر
broader access
دسترسی گستردهتر
broader impact
تاثیر گستردهتر
broader knowledge
دانش گستردهتر
the road is wider and can accommodate a larger roader.
جاده وسیعتر است و میتواند یک راننده بزرگتر را در خود جای دهد.
as a roader, you should be aware of traffic rules.
به عنوان یک راننده، باید از قوانین رانندگی آگاه باشید.
he is a seasoned roader who enjoys long trips.
او یک راننده با تجربه است که از سفرهای طولانی لذت می برد.
being a roader requires good navigation skills.
رانندگی کردن به مهارت های خوب جهت یابی نیاز دارد.
the roader stopped to refuel at the gas station.
راننده برای سوخت گیری در جایگاه سوخت متوقف شد.
every roader should carry a spare tire in case of emergencies.
هر راننده باید در صورت بروز اضطرار یک لاستیک زاپاس همراه داشته باشد.
as a roader, it's important to stay alert on the highway.
به عنوان یک راننده، مهم است که در بزرگراه هوشیار باشید.
the roader planned a route to avoid traffic jams.
راننده مسیری را برای جلوگیری از ترافیک برنامه ریزی کرد.
she is a confident roader who drives at night.
او یک راننده با اعتماد به نفس است که شب رانندگی می کند.
the roader encountered some rough terrain during the trip.
راننده در طول سفر با زمین ناهموار مواجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید