rotty

[ایالات متحده]/ˈrɒti/
[بریتانیا]/ˈrɑːti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعrotties

جملات نمونه

what a rottie day at work today!

چه روزی روتی در کار داشتیم!

that's absolutely rottie weather we're having.

به طور کامل آب و هوا روتی داریم.

i feel completely rottie after eating that spoiled food.

پس از خوردن آن غذای فاسد، کاملاً روتی احساس می‌کنم.

the service at that restaurant was rottie.

خدمت در آن رستوران روتی بود.

what a rottie movie! i want my money back.

چه فیلمی روتی! پولم را می‌خواهم بازگردانی کنید.

that's rottie luck you got there.

شانس روتی‌ای که داری.

she woke up in a rottie mood this morning.

او امروز صبح با حالتی روتی بیدار شد.

the traffic was rottie during rush hour.

تрафیک در ساعت اوج روتی بود.

his rottie attitude is driving everyone crazy.

وضعیت روتی او تمام کسان را به‌حالتی عجیب می‌برد.

that was a rottie decision he made.

این یک تصمیم روتی بود که گرفت.

i had a rottie experience at the hotel.

تجربه‌ای روتی در هتل داشتم.

the food at the cafeteria is rottie today.

غذا در کافتریا امروز روتی است.

what rottie timing! they left just five minutes ago.

چه زمان روتی! آنها دقیقاً پنج دقیقه پیش رفته بودند.

that sounds like a rottie idea to me.

به نظر من این یک ایده روتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید