roughrider

[ایالات متحده]/ˈrʌfˌraɪdə/
[بریتانیا]/ˈrʌfˌraɪdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مربی اسب یا سواره نظام غیررسمی؛ یک مربی اسب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

roughrider spirit

روح سوارکار

roughrider pride

افتخار سوارکار

roughrider lifestyle

سبک زندگی سوارکار

roughrider culture

فرهنگ سوارکار

roughrider legacy

میراث سوارکار

roughrider team

تیم سوارکار

roughrider history

تاریخچه سوارکار

roughrider tradition

آد و رسوم سوارکار

roughrider values

ارزش‌های سوارکار

roughrider adventure

ماجراجویی سوارکار

جملات نمونه

the roughrider showed incredible skill in the rodeo.

راجِرایدرز مهارت فوق العاده ای در مسابقات رودئو نشان دادند.

many roughriders participate in competitions across the country.

بسیاری از راجِرایدرز در مسابقات سراسر کشور شرکت می کنند.

the roughrider's horse was well-trained and responsive.

اسب راجِرایدر آموزش دیده و پاسخگو بود.

he dreamed of becoming a famous roughrider one day.

او رویای تبدیل شدن به یک راجِرایدر مشهور را در یک روز داشت.

roughriders often face dangerous challenges in their sport.

راجِرایدرز اغلب با چالش های خطرناک در ورزش خود روبرو می شوند.

the roughrider's performance impressed the judges.

عملکرد راجِرایدر داوران را تحت تاثیر قرار داد.

she trained hard to become a skilled roughrider.

او سخت تمرین کرد تا به یک راجِرایدر ماهر تبدیل شود.

roughriders need to have a strong bond with their horses.

راجِرایدرز باید پیوند محکمی با اسب های خود داشته باشند.

the festival featured a roughrider exhibition.

جشنواره میزبان یک نمایشگاه راجِرایدر بود.

learning from experienced roughriders can be beneficial.

یادگیری از راجِرایدرز با تجربه می تواند مفید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید