rubella

[ایالات متحده]/rʊ'belə/
[بریتانیا]/rʊ'bɛlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرخجه بیماری مسری ناشی از ویروس سرخجه که با بثورات و تب مشخص می‌شود.
Word Forms
جمعrubellas

عبارات و ترکیب‌ها

rubella virus

ویروس سرخک

rubella vaccine

واکسن سرخک

جملات نمونه

Rubella is a contagious viral infection.

ورفع سرخک یک عفونت ویروسی مسری است.

Rubella can cause a mild fever and a rash.

سرخک می‌تواند باعث تب خفیف و بثورات پوستی شود.

Rubella vaccination is recommended for children.

واکسیناسیون سرخک برای کودکان توصیه می‌شود.

Pregnant women should avoid exposure to rubella.

زنان باردار باید از قرار گرفتن در معرض سرخک خودداری کنند.

Rubella immunity can be checked through blood tests.

می‌توان ایمنی سرخک را از طریق آزمایش خون بررسی کرد.

Rubella outbreak can lead to serious complications.

شیوع سرخک می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

Rubella is also known as German measles.

سرخک همچنین به عنوان سرخک آلمانی شناخته می‌شود.

Rubella is most dangerous for pregnant women and their babies.

سرخک برای زنان باردار و نوزادان آنها بسیار خطرناک است.

Rubella can be prevented through vaccination.

می‌توان سرخک را از طریق واکسیناسیون پیشگیری کرد.

Complications from rubella infection can include arthritis.

عوارض ناشی از عفونت سرخک می‌تواند شامل آرتریت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید