ruddervator

[ایالات متحده]/ˈrʌdəˌveɪtə/
[بریتانیا]/ˈrʌdərˌveɪtər/

ترجمه

n. نوعی سطح کنترل در یک هواپیما که عملکردهای یک فرمان و یک بالابر را ترکیب می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ruddervator control

کنترل رادِرودروتور

ruddervator system

سیستم رادِرودروتور

ruddervator adjustment

تنظیم رادِرودروتور

ruddervator design

طراحی رادِرودروتور

ruddervator function

عملکرد رادِرودروتور

ruddervator performance

عملکرد رادِرودروتور

ruddervator angle

زاویه رادِرودروتور

ruddervator mechanism

مکانیزم رادِرودروتور

ruddervator stability

پایداری رادِرودروتور

ruddervator operation

نحوه عملکرد رادِرودروتور

جملات نمونه

the ruddervator helps control the aircraft's pitch.

رادرفاتور به کنترل زاویهPitch هواپیما کمک می‌کند.

engineers designed the ruddervator for better maneuverability.

مهندسان رادرفاتور را برای افزایش قابلیت مانور طراحی کردند.

adjusting the ruddervator can improve flight stability.

تنظیم رادرفاتور می‌تواند پایداری پرواز را بهبود بخشد.

the pilot used the ruddervator during the landing approach.

خلبان در هنگام فرود از رادرفاتور استفاده کرد.

ruddervators are commonly found on modern aircraft.

رادرفاتورها معمولاً در هواپیماهای مدرن یافت می‌شوند.

understanding the ruddervator's function is essential for pilots.

درک عملکرد رادرفاتور برای خلبانان ضروری است.

the ruddervator's design enhances aerodynamic efficiency.

طراحی رادرفاتور باعث افزایش کارایی آیرودینامیکی می‌شود.

maintenance of the ruddervator is crucial for flight safety.

نگهداری از رادرفاتور برای ایمنی پرواز بسیار مهم است.

ruddervators can be adjusted to optimize performance.

می‌توان رادرفاتورها را برای بهینه‌سازی عملکرد تنظیم کرد.

the aircraft's ruddervator was damaged during the storm.

رادرفاتور هواپیما در طول طوفان آسیب دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید