red-rumped
قرمزباس
white-rumped
سفیدباس
black-rumped
سیاه باس
yellow-rumped
زرد باس
buff-rumped
باف رنگ
rumped parrot
طوطوی باسدار
red-rumped shrike
شاهین سرخباس
white-rumped shrike
شاهین سفیدباس
the rumped bird
پرنده باسدار
crested and rumped
تاجدار و باسدار
the bird rumped softly against the branch.
پرنده به آرامی به شاخه برخورد کرد.
she sat rumped in the corner of the room.
او در گوشه اتاق نشسته بود.
the rumped posture of the statue suggested deep thought.
حالت نشستن مجسمه نشاندهنده تفکر عمیق بود.
after hours of work, he remained rumped at his desk.
بعد از ساعتها کار، او همچنان پشت میزش نشسته بود.
the cat rumped lazily in the warm sunlight.
گربه به آرامی در نور خورشید گرم دراز کشیده بود.
visitors found the old scholar rumped over his books.
بازدیدکنندگان محقق پیر را در حال مطالعه کتابهایش یافتند.
despite her exhaustion, she stayed rumped in the meeting.
با وجود خستگیاش، او در جلسه حضور داشت.
the dog rumped contentedly by the fireplace.
سگ با رضایت کنار شومینه دراز کشیده بود.
he continued working, rumped forward with concentration.
او به کار ادامه داد و با تمرکز به جلو خم شد.
the rumped figure waited silently in the shadows.
شخصیت خمیده بیصدا در سایهها منتظر ماند.
she remained rumped despite the uncomfortable chair.
او با وجود صندلی ناراحت کننده همچنان در همان حالت نشست.
red-rumped
قرمزباس
white-rumped
سفیدباس
black-rumped
سیاه باس
yellow-rumped
زرد باس
buff-rumped
باف رنگ
rumped parrot
طوطوی باسدار
red-rumped shrike
شاهین سرخباس
white-rumped shrike
شاهین سفیدباس
the rumped bird
پرنده باسدار
crested and rumped
تاجدار و باسدار
the bird rumped softly against the branch.
پرنده به آرامی به شاخه برخورد کرد.
she sat rumped in the corner of the room.
او در گوشه اتاق نشسته بود.
the rumped posture of the statue suggested deep thought.
حالت نشستن مجسمه نشاندهنده تفکر عمیق بود.
after hours of work, he remained rumped at his desk.
بعد از ساعتها کار، او همچنان پشت میزش نشسته بود.
the cat rumped lazily in the warm sunlight.
گربه به آرامی در نور خورشید گرم دراز کشیده بود.
visitors found the old scholar rumped over his books.
بازدیدکنندگان محقق پیر را در حال مطالعه کتابهایش یافتند.
despite her exhaustion, she stayed rumped in the meeting.
با وجود خستگیاش، او در جلسه حضور داشت.
the dog rumped contentedly by the fireplace.
سگ با رضایت کنار شومینه دراز کشیده بود.
he continued working, rumped forward with concentration.
او به کار ادامه داد و با تمرکز به جلو خم شد.
the rumped figure waited silently in the shadows.
شخصیت خمیده بیصدا در سایهها منتظر ماند.
she remained rumped despite the uncomfortable chair.
او با وجود صندلی ناراحت کننده همچنان در همان حالت نشست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید