russification

[ایالات متحده]/ˌrʌsɪfɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌrʌsɪfɪˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند روسی کردن چیزی از نظر شخصیت یا فرهنگ

عبارات و ترکیب‌ها

cultural russification

روس‌سازی فرهنگی

political russification

روس‌سازی سیاسی

economic russification

روس‌سازی اقتصادی

russification policy

سیاست روس‌سازی

russification efforts

تلاش‌های روس‌سازی

russification process

فرآیند روس‌سازی

russification impact

تاثیر روس‌سازی

russification trends

روندهای روس‌سازی

russification measures

اقدامات روس‌سازی

russification campaign

کمپین روس‌سازی

جملات نمونه

the process of russification affected many ethnic minorities.

فرآیند روسی‌سازی بر بسیاری از گروه‌های قومی تأثیر گذاشت.

russification policies were implemented during the imperial era.

خط‌مشی‌های روسی‌سازی در دوران امپراتوری اجرا شدند.

many regions experienced forced russification in the 19th century.

بسیاری از مناطق در قرن نوزدهم روسی‌سازی اجباری را تجربه کردند.

russification aimed to promote the russian language and culture.

روسی‌سازی با هدف ترویج زبان و فرهنگ روسی انجام شد.

opposition to russification grew among local populations.

مخالفت با روسی‌سازی در میان مردم محلی افزایش یافت.

education systems were altered due to russification efforts.

به دلیل تلاش‌های روسی‌سازی، سیستم‌های آموزشی تغییر کردند.

russification often led to cultural assimilation.

روسی‌سازی اغلب منجر به همگون‌سازی فرهنگی می‌شد.

critics argue that russification erases local identities.

منتقدان استدلال می‌کنند که روسی‌سازی هویت‌های محلی را محو می‌کند.

the impact of russification is still felt today.

تأثیر روسی‌سازی هنوز هم امروز احساس می‌شود.

historical records document the effects of russification.

سوابق تاریخی اثرات روسی‌سازی را مستند می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید