sabayon

[ایالات متحده]/ˈsæbəjɒn/
[بریتانیا]/ˈsæbəˌjɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذای ایتالیایی تهیه شده از زرده تخم‌مرغ، شکر و شراب؛ مشابه زاباجلونه، نوعی دسر
Word Forms
جمعsabayons

عبارات و ترکیب‌ها

chocolate sabayon

سَبایون شکلاتی

vanilla sabayon

سَبایون وانیلی

fruit sabayon

سَبایون میوه‌ای

sabayon sauce

سس سَبایون

sabayon dessert

دسر سَبایون

sabayon recipe

دستور تهیه سَبایون

sabayon cream

کِرِم سَبایون

sabayon dish

غذا با سَبایون

lemon sabayon

سَبایون لیمویی

sabayon flavors

طعم‌های سَبایون

جملات نمونه

she made a delicious sabayon for dessert.

او یک سابایون خوشمزه برای دسر درست کرد.

we enjoyed the sabayon with fresh berries.

ما از خوردن سابایون با توت های تازه لذت بردیم.

he learned how to whip the sabayon to perfection.

او یاد گرفت که چگونه سابایون را به کمال درست کند.

sabayon can be served warm or chilled.

می‌توان سابایون را گرم یا سرد سرو کرد.

she added a splash of wine to the sabayon mixture.

او مقدار کمی شراب به مخلوط سابایون اضافه کرد.

chef recommended sabayon as a versatile sauce.

سرآشپز سابایون را به عنوان یک سس متنوع توصیه کرد.

they paired the sabayon with a rich chocolate cake.

آنها سابایون را با یک کیک شکلاتی غنی همراه کردند.

making sabayon requires careful temperature control.

تهیه سابایون نیاز به کنترل دقیق دما دارد.

he garnished the sabayon with grated lemon zest.

او سابایون را با رنده پوست لیمو تزئین کرد.

sabayon is often used in gourmet cooking.

سابایون اغلب در آشپزی گورو استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید