saddlebows

[ایالات متحده]/ˈsæd.əl.boʊ/
[بریتانیا]/ˈsæd.əl.boʊ/

ترجمه

n. قسمت جلویی زین؛ قوس جلویی زین

عبارات و ترکیب‌ها

saddlebow design

طراحی زین‌بند

saddlebow shape

شکل زین‌بند

saddlebow style

سبک زین‌بند

saddlebow height

ارتفاع زین‌بند

saddlebow width

عرض زین‌بند

saddlebow feature

ویژگی زین‌بند

saddlebow angle

زاویه زین‌بند

saddlebow attachment

اتصال زین‌بند

saddlebow material

جنس زین‌بند

saddlebow position

موقعیت زین‌بند

جملات نمونه

the saddlebow is an essential part of the saddle.

زین‌بند بخش ضروری زین است.

she adjusted the saddlebow for better comfort.

او زین‌بند را برای راحتی بیشتر تنظیم کرد.

the saddlebow can affect the rider's balance.

زین‌بند می‌تواند بر تعادل سوار تأثیر بگذارد.

he inspected the saddlebow before the ride.

او زین‌بند را قبل از سواری بررسی کرد.

the saddlebow was beautifully crafted from leather.

زین‌بند به زیبایی از چرم ساخته شده بود.

adjusting the saddlebow can enhance riding performance.

تنظیم زین‌بند می‌تواند عملکرد سواری را بهبود بخشد.

he prefers a wider saddlebow for stability.

او ترجیح می‌دهد برای ثبات از زین‌بند پهن‌تری استفاده کند.

the saddlebow's design varies among different cultures.

طراحی زین‌بند در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

she painted the saddlebow with intricate designs.

او زین‌بند را با طرح‌های پیچیده نقاشی کرد.

the saddlebow should be checked for wear and tear.

باید زین‌بند را از نظر سایش و پارگی بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید