safer

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایمن‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

safety first

ایمنی اول

guaranteed safety

ایمنی تضمین شده

جملات نمونه

They have withdrawn to a safer area.

آنها به یک منطقه امن‌تر عقب‌نشینی کرده‌اند.

we will create a cleaner, safer environment.

ما یک محیط پاک‌تر و ایمن‌تر ایجاد خواهیم کرد.

she felt safer with them than alone.

او احساس امنیت بیشتری با آن‌ها نسبت به تنهایی می‌کرد.

he soft-shoed into a safer topic of conversation.

او به آرامی وارد یک موضوع بحث امن‌تر شد.

The crane uplifted the car and moved it to a safer place.

جرثقیل ماشین را بلند کرد و آن را به مکان امن‌تری منتقل کرد.

He judges it safer to go away than to stay.

او قضاوت می‌کند که رفتن دورتر از ماندن امن‌تر است.

overbuilding something will always be safer than taking short cuts.

ساختمان بیش از حد چیزی همیشه امن‌تر از گرفتن میانبر است.

The soldiers were ordered to retreat to safer positions behind the lines.

به سربازان دستور داده شد که به موقعیت‌های امن‌تر پشت خطوط عقب‌نشینی کنند.

In this paper,the techniques of hydrofoil truing over and maneuvering for berthing and unberthing are discussed, which aims to propose safer practical operations.

در این مقاله، تکنیک های چرخش و مانور هیدروفویل برای پهلو گرفتن و رها کردن مورد بحث قرار گرفته است، که هدف آن ارائه عملیات عملی و ایمن تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید