sahel

[ایالات متحده]/sæˈhɛl/
[بریتانیا]/sæˈhɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منطقه نیمه خشک در غرب آفریقا بین بیابان صحرا و نواحی ساحلی

عبارات و ترکیب‌ها

sahel region

منطقه ساحل

sahel countries

کشورهای ساحل

sahel climate

آب و هوای ساحل

sahel drought

خشکسالی در ساحل

sahel conflict

درگیری در ساحل

sahel security

امنیت در ساحل

sahel economy

اقتصاد ساحل

sahel population

جمعیت ساحل

sahel agriculture

کشاورزی در ساحل

sahel development

توسعه در ساحل

جملات نمونه

the sahel region faces significant climate challenges.

منطقه ساحل با چالش‌های آب و هوایی قابل توجهی روبرو است.

many countries in the sahel struggle with food security.

بسیاری از کشورها در منطقه ساحل با ناامنی غذایی دست و پنجه نرم می‌کنند.

the sahel is known for its unique biodiversity.

منطقه ساحل به دلیل تنوع زیستی منحصر به فردش شناخته شده است.

efforts are being made to combat desertification in the sahel.

تلاش‌هایی برای مقابله با بیابان‌زایی در منطقه ساحل در حال انجام است.

the sahel has a rich cultural heritage.

منطقه ساحل دارای میراث فرهنگی غنی است.

water scarcity is a major issue in the sahel.

کمبود آب یک مشکل اساسی در منطقه ساحل است.

the sahel is experiencing rapid population growth.

منطقه ساحل در حال تجربه رشد سریع جمعیت است.

international aid is crucial for development in the sahel.

کمک بین‌المللی برای توسعه در منطقه ساحل بسیار مهم است.

education is vital for the future of the sahel.

آموزش برای آینده منطقه ساحل حیاتی است.

the sahel's economy relies heavily on agriculture.

اقتصاد منطقه ساحل به شدت به کشاورزی متکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید