saiva

[ایالات متحده]/ˈseɪvə/
[بریتانیا]/ˈseɪvə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیرو شیوا

عبارات و ترکیب‌ها

saiva art

هنر سائیوا

saiva philosophy

فلسفه سائیوا

saiva temple

معبد سائیوا

saiva practices

اصول سائیوا

saiva traditions

رسوم سائیوا

saiva scriptures

نوشتارهاى سائیوا

saiva rituals

آیین‌های سائیوا

saiva teachings

آموزش‌های سائیوا

saiva community

جامعه سائیوا

saiva culture

فرهنگ سائیوا

جملات نمونه

she decided to saiva her plans for the weekend.

او تصمیم گرفت برنامه‌های آخر هفته خود را حفظ کند.

he always saiva his work until the last minute.

او همیشه کار خود را تا آخرین دقیقه حفظ می‌کند.

they need to saiva their resources wisely.

آنها باید منابع خود را به طور عاقلانه حفظ کنند.

to saiva time, we should start early.

برای حفظ زمان، باید زود شروع کنیم.

she learned to saiva her energy during workouts.

او یاد گرفت که انرژی خود را در طول تمرینات حفظ کند.

he tried to saiva his money for a new car.

او سعی کرد پول خود را برای یک ماشین جدید حفظ کند.

to saiva space, we need to organize the room.

برای حفظ فضا، ما باید اتاق را مرتب کنیم.

they often saiva their discussions for later.

آنها اغلب بحث‌های خود را برای بعدتر حفظ می‌کنند.

she wants to saiva her strength for the match.

او می‌خواهد قدرت خود را برای مسابقه حفظ کند.

he plans to saiva his vacation days for a longer trip.

او قصد دارد روزهای تعطیل خود را برای یک سفر طولانی‌تر حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید