saler

[ایالات متحده]/ˈseɪlə/
[بریتانیا]/ˈseɪlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروشنده یا تجار; شخصی که کالاها را می فروشد
نام خاص. رود سالر (اُسترالیا); نام شخص (سالر)
شکل‌های واژه
جمعsalers

جملات نمونه

the antique dealer was also a knowledgeable saler of rare books.

فروشنده باستانی همچنین یک فروشنده ماهر کتاب‌های نادر بود.

she is the top saler in the real estate market this month.

او این ماه فروشنده برتر در بازار مسکن است.

being a successful saler requires excellent communication skills.

بودن یک فروشنده موفق نیاز به مهارت‌های ارتباطی عالی دارد.

the saler of the vehicle provided a full history report.

فروشنده خودرو گزارش کاملی از سابقه را ارائه داد.

every retail saler must adapt to changing consumer trends.

هر فروشنده تجاری باید به تغییرات روند مصرف کننده‌ها سازگار شود.

the fish saler at the market shouted out today's special prices.

فروشنده ماهی در بازار قیمت‌های ویژه امروز را فریاد زد.

he was the sole saler of this specific brand of software.

او تنها فروشنده این برند خاص نرم‌افزار بود.

the saler offered a significant discount for immediate payment.

فروشنده برای پرداخت فوری یک تخفیف قابل توجه ارائه داد.

a good saler always puts the needs of the client first.

یک فروشنده خوب همیشه نیازهای مشتری را در اولویت قرار می‌دهد.

the street saler sold beautiful handmade jewelry to tourists.

فروشنده خیابانی جواهرات دست ساز زیبایی را به گردشگران فروخت.

the saler finalized the contract after a long round of talks.

فروشنده پس از یک دور طولانی گفت‌وگو قرارداد را نهایی کرد.

as the primary saler, he managed all inventory logistics.

به عنوان فروشنده اصلی، او تمامی لجستیک‌های موجودی را مدیریت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید