| جمع | salesladies |
saleslady uniform
لباس فروشنده
saleslady duties
وظایف فروشنده
saleslady position
موقعیت فروشنده
saleslady training
آموزش فروشنده
saleslady skills
مهارتهای فروشنده
saleslady job
شغل فروشنده
saleslady role
نقش فروشنده
saleslady advice
نصیحتهای فروشنده
saleslady experience
تجربه فروشنده
saleslady commission
کمیسیون فروشنده
the saleslady helped me find the perfect dress.
فروشنده به من کمک کرد تا لباس مناسبی پیدا کنم.
the saleslady offered me a discount on my purchase.
فروشنده تخفیفی برای خرید من پیشنهاد داد.
she is a very friendly saleslady.
او یک فروشنده بسیار مهربان است.
the saleslady recommended a great pair of shoes.
فروشنده یک جفت کفش عالی را به من پیشنهاد داد.
my sister works as a saleslady in a cosmetics store.
خواهر من به عنوان فروشنده در یک فروشگاه لوازم آرایشی کار می کند.
the saleslady was very knowledgeable about the products.
فروشنده در مورد محصولات بسیار آگاه بود.
i asked the saleslady for help with my size.
من از فروشنده کمک در مورد سایز خودم خواستم.
the saleslady greeted me as soon as i entered the store.
فروشنده به محض ورود من به مغازه به من خوشامد گفت.
the saleslady wrapped my purchase carefully.
فروشنده خرید من را با دقت بستهبندی کرد.
she complimented me on my choice, said the saleslady.
او در مورد انتخاب من به من تعریف کرد، فروشنده گفت.
saleslady uniform
لباس فروشنده
saleslady duties
وظایف فروشنده
saleslady position
موقعیت فروشنده
saleslady training
آموزش فروشنده
saleslady skills
مهارتهای فروشنده
saleslady job
شغل فروشنده
saleslady role
نقش فروشنده
saleslady advice
نصیحتهای فروشنده
saleslady experience
تجربه فروشنده
saleslady commission
کمیسیون فروشنده
the saleslady helped me find the perfect dress.
فروشنده به من کمک کرد تا لباس مناسبی پیدا کنم.
the saleslady offered me a discount on my purchase.
فروشنده تخفیفی برای خرید من پیشنهاد داد.
she is a very friendly saleslady.
او یک فروشنده بسیار مهربان است.
the saleslady recommended a great pair of shoes.
فروشنده یک جفت کفش عالی را به من پیشنهاد داد.
my sister works as a saleslady in a cosmetics store.
خواهر من به عنوان فروشنده در یک فروشگاه لوازم آرایشی کار می کند.
the saleslady was very knowledgeable about the products.
فروشنده در مورد محصولات بسیار آگاه بود.
i asked the saleslady for help with my size.
من از فروشنده کمک در مورد سایز خودم خواستم.
the saleslady greeted me as soon as i entered the store.
فروشنده به محض ورود من به مغازه به من خوشامد گفت.
the saleslady wrapped my purchase carefully.
فروشنده خرید من را با دقت بستهبندی کرد.
she complimented me on my choice, said the saleslady.
او در مورد انتخاب من به من تعریف کرد، فروشنده گفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید