salicylates

[ایالات متحده]/səˈlɪs.ɪ.leɪt/
[بریتانیا]/səˈlɪs.ɪ.leɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمک یا استر اسید سالیسیلیک؛ در پزشکی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

salicylate acid

اسید سالیسیلیک

salicylate toxicity

سمیت سالیسیلات

salicylate levels

سطح سالیسیلات

salicylate ointment

پماد سالیسیلات

salicylate sensitivity

حساسیت به سالیسیلات

salicylate treatment

درمان سالیسیلات

salicylate derivatives

مشتقات سالیسیلات

salicylate products

محصولات سالیسیلات

salicylate compounds

ترکیبات سالیسیلات

salicylate dosage

دوز سالیسیلات

جملات نمونه

salicylate is commonly used in pain relief medications.

سالیسیلات معمولاً در داروها برای تسکین درد استفاده می شود.

many people are allergic to salicylate compounds.

بسیاری از افراد به ترکیبات سالیسیلات آلرژی دارند.

salicylate can be found in certain fruits and vegetables.

می توان سالیسیلات را در برخی از میوه ها و سبزیجات یافت.

doctors may recommend salicylate for treating arthritis.

پزشکان ممکن است سالیسیلات را برای درمان آرتریت توصیه کنند.

salicylate is an important ingredient in some skincare products.

سالیسیلات یک ماده مهم در برخی از محصولات مراقبت از پوست است.

high doses of salicylate can lead to toxicity.

دوزهای بالای سالیسیلات می تواند منجر به سمیت شود.

salicylate is often used to reduce inflammation.

سالیسیلات اغلب برای کاهش التهاب استفاده می شود.

some patients may experience side effects from salicylate.

برخی از بیماران ممکن است عوارض جانبی ناشی از سالیسیلات را تجربه کنند.

salicylate has been studied for its potential cancer-fighting properties.

سالیسیلات به دلیل خواص بالقوه ضد سرطان مورد مطالعه قرار گرفته است.

salicylate levels can be measured in the blood.

می توان سطح سالیسیلات را در خون اندازه گیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید