salients

[ایالات متحده]/ˈseɪliənts/
[بریتانیا]/ˈseɪliənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش‌های برآمده از یک موقعیت نظامی؛ زوایای تند یا برآمدگی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

key salients

نکات کلیدی

salients observed

مشاهدات برجسته

salients identified

برجسته های شناسایی شده

salients highlighted

برجسته های برجسته شده

salients summarized

خلاصه برجسته ها

salients analyzed

تجزیه و تحلیل برجسته ها

salients defined

برجسته ها تعریف شده

salients assessed

ارزیابی برجسته ها

salients compared

مقایسه برجسته ها

salients noted

یادداشت برجسته ها

جملات نمونه

we need to identify the salients in the report.

ما باید نکات برجسته گزارش را شناسایی کنیم.

the salients of this project are impressive.

نکات برجسته این پروژه قابل توجه هستند.

can you highlight the salients of your presentation?

آیا می توانید نکات برجسته ارائه خود را برجسته کنید؟

understanding the salients will help us make better decisions.

درک نکات برجسته به ما کمک می کند تا تصمیمات بهتری بگیریم.

the salients of the argument were compelling.

نکات برجسته استدلال قانع کننده بودند.

she focused on the salients during her speech.

او در طول سخنرانی خود بر نکات برجسته تمرکز کرد.

we discussed the salients of the new policy.

ما نکات برجسته سیاست جدید را مورد بحث قرار دادیم.

the salients of the study were published in the journal.

نکات برجسته مطالعه در مجله منتشر شد.

summarizing the salients can save time.

خلاصه کردن نکات برجسته می تواند در زمان صرفه جویی کند.

he always points out the salients in complex issues.

او همیشه نکات برجسته را در مسائل پیچیده نشان می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید