salina

[ایالات متحده]/səˈlaɪnə/
[بریتانیا]/səˈlaɪnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باتلاق نمکی یا دریاچه نمکی؛ منطقه شور
Word Forms
جمعsalinas

عبارات و ترکیب‌ها

salina lake

دریاچه سالینا

salina valley

دره سالینا

salina region

منطقه سالینا

salina water

آب سالینا

salina deposit

رسوب سالینا

salina ecosystem

زیست‌بوم سالینا

salina resources

منابع سالینا

salina production

تولید سالینا

salina industry

صنعت سالینا

salina tourism

گردشگری سالینا

جملات نمونه

salina is known for its beautiful beaches.

سالینا به خاطر سواحل زیبایش شناخته شده است.

many tourists visit salina every summer.

بسیاری از گردشگران هر سال تابستان از سالینا بازدید می‌کنند.

salina hosts a variety of cultural festivals.

سالینا میزبان انواع جشنواره‌های فرهنگی است.

the food in salina is delicious and fresh.

غذا در سالینا خوشمزه و تازه است.

salina offers stunning views of the sunset.

سالینا مناظر خیره‌کننده غروب خورشید را ارائه می‌دهد.

in salina, you can find unique local crafts.

در سالینا، می‌توانید صنایع دستی محلی منحصر به فرد پیدا کنید.

salina is a great place for outdoor activities.

سالینا یک مکان عالی برای فعالیت‌های فضای باز است.

many artists are inspired by the beauty of salina.

بسیاری از هنرمندان از زیبایی سالینا الهام می‌گیرند.

salina's nightlife is vibrant and exciting.

زندگی شبانه سالینا پر جنب و جوش و هیجان انگیز است.

salina has a rich history and heritage.

سالینا دارای تاریخ و فرهنگ غنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید