salinometers

[ایالات متحده]/ˌseɪlɪˈnɒmɪtə/
[بریتانیا]/ˌseɪlɪˈnɑːmɪtər/

ترجمه

n. ابزاری برای اندازه‌گیری شوری یک محلول؛ دستگاهی که برای اندازه‌گیری غلظت نمک در یک مایع استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

salinometer reading

خواندن سالینومتر

salinometer calibration

کالیبراسیون سالینومتر

salinometer measurement

اندازه‌گیری سالینومتر

salinometer device

دستگاه سالینومتر

salinometer scale

مقیاس سالینومتر

salinometer accuracy

دقت سالینومتر

salinometer usage

نحوه استفاده از سالینومتر

salinometer type

نوع سالینومتر

salinometer data

اطلاعات سالینومتر

salinometer test

تست سالینومتر

جملات نمونه

the salinometer measures the salt concentration in water.

سالی‌نومتر غلظت نمک را در آب اندازه‌گیری می‌کند.

using a salinometer can help in monitoring ocean salinity.

استفاده از یک سالی‌نومتر می‌تواند به نظارت بر شوری اقیانوس کمک کند.

scientists rely on salinometers for accurate data collection.

دانشمندان برای جمع‌آوری داده‌های دقیق به سالی‌نومترها متکی هستند.

the salinometer displayed a reading of 35 parts per thousand.

سالی‌نومتر نشان‌دهنده عدد 35 قسمت در هزار بود.

calibration of the salinometer is essential for precise measurements.

کالیبراسیون سالی‌نومتر برای اندازه‌گیری دقیق ضروری است.

marine biologists often use salinometers in their research.

زیست‌شناسان دریایی اغلب از سالی‌نومترها در تحقیقات خود استفاده می‌کنند.

the portable salinometer is convenient for field studies.

سالی‌نومتر قابل حمل برای انجام مطالعات میدانی مناسب است.

salinometers can be found in various laboratories around the world.

سالی‌نومترها را می‌توان در آزمایشگاه‌های مختلف در سراسر جهان یافت.

regular maintenance of the salinometer ensures its longevity.

تعویض منظم قطعات سالی‌نومتر طول عمر آن را تضمین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید