salps

[ایالات متحده]/sælps/
[بریتانیا]/sælps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی از حیوان دریایی که به کلاس Tunicata تعلق دارد

عبارات و ترکیب‌ها

salp fish

ماهی سالپ

salp species

گونه‌های سالپ

salp anatomy

آناتومی سالپ

salp habitat

زیستگاه سالپ

salp behavior

رفتار سالپ

salp reproduction

تولید مثل سالپ

salp diet

رژیم غذایی سالپ

salp bloom

شکوفه سالپ

salp ecology

اکولوژی سالپ

salp population

جمعیت سالپ

جملات نمونه

we need to salp the boat before the storm arrives.

ما باید قایق را قبل از رسیدن طوفان آماده کنیم.

they decided to salp the sails to prepare for the journey.

آنها تصمیم گرفتند تا برای سفر آماده شوند، بادبان ها را آماده کنند.

it's important to salp your gear after a long day on the water.

پس از یک روز طولانی در آب، آماده کردن تجهیزات شما مهم است.

before we leave, let's salp the fishing lines.

قبل از رفتن، بیایید نخ های ماهیگیری را آماده کنیم.

he forgot to salp the kayak, and it drifted away.

او فراموش کرد قایق کایاک را آماده کند و رها شد.

we should salp the anchor securely.

ما باید لنگر را به طور ایمن آماده کنیم.

they always salp their equipment after each trip.

آنها همیشه تجهیزات خود را بعد از هر سفر آماده می کنند.

make sure to salp the ropes tightly.

مطمئن شوید که طناب ها را محکم آماده کنید.

he was taught how to salp a boat properly.

به او یاد داده شد که چگونه به درستی یک قایق را آماده کند.

she learned to salp the surfboard before hitting the waves.

او یاد گرفت که قبل از برخورد به امواج، تخته موج سواری را آماده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید