saltings

[ایالات متحده]/ˈsɔːltɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɔltɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین به طور منظم توسط جزر و مد inundated؛ باتلاق نمکی

عبارات و ترکیب‌ها

salting process

فرآیند نمک زنی

salting meat

نمک زنی گوشت

salting fish

نمک زنی ماهی

salting technique

تکنیک نمک زنی

salting solution

محلول نمک زنی

salting method

روش نمک زنی

salting vegetables

نمک زنی سبزیجات

salting snacks

نمک زنی میان وعده ها

salting herbs

نمک زنی گیاهان معطر

salting cheese

نمک زنی پنیر

جملات نمونه

salting the meat helps to preserve it.

نمک زدن به گوشت به حفظ آن کمک می کند.

she enjoys salting her fries for extra flavor.

او از نمک زدن سیب زمینی سرخ کرده برای طعم بیشتر لذت می برد.

salting the roads is necessary during winter.

نمک زدن به جاده ها در زمستان ضروری است.

he is salting the fish for the barbecue.

او در حال نمک زدن ماهی برای باربکیو است.

salting vegetables can enhance their taste.

نمک زدن به سبزیجات می تواند طعم آنها را افزایش دهد.

she learned the technique of salting foods for preservation.

او تکنیک نمک زدن غذاها برای نگهداری را آموخت.

salting is an ancient method of food preservation.

نمک زدن یک روش باستانی حفظ غذا است.

he enjoys salting his popcorn at the movies.

او از نمک زدن پاپ کورن خود در سینما لذت می برد.

salting the wound can cause pain.

نمک زدن به زخم می تواند باعث درد شود.

they are salting the earth to prepare for planting.

آنها در حال نمک زدن زمین برای آماده سازی کاشت هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید