saltpan

[ایالات متحده]/sɔːltpæn/
[بریتانیا]/sɔltpæn/

ترجمه

n. یک ظرف یا منطقه کم عمق که در آن نمک از طریق تبخیر آب دریا یا آب نمک تولید می‌شود
Word Forms
جمعsaltpans

عبارات و ترکیب‌ها

saltpan area

منطقه نمکزار

saltpan production

تولید نمکزار

saltpan workers

کارگران نمکزار

saltpan ecosystem

زیست‌بوم نمکزار

saltpan management

مدیریت نمکزار

saltpan harvesting

دریافت نمک از نمکزار

saltpan industry

صنعت نمکزار

saltpan landscape

مناظر نمکزار

saltpan salt

نمک نمکزار

saltpan tourism

گردشگری نمکزار

جملات نمونه

they harvested salt from the saltpan every summer.

آنها هر سال نمک را از شورشال برداشتند.

the saltpan is a unique ecosystem for various wildlife.

شورشال یک اکوسیستم منحصر به فرد برای حیات وحش مختلف است.

walking through the saltpan, we observed the shimmering crystals.

در حالی که از میان شورشال عبور می کردیم، بلورهای درخشان را مشاهده کردیم.

saltpan production can be environmentally friendly if managed properly.

تولید شورشال می تواند از نظر زیست محیطی سازگار باشد اگر به درستی مدیریت شود.

many tourists visit the saltpan to learn about salt harvesting.

بسیاری از گردشگران از شورشال بازدید می کنند تا در مورد برداشت نمک اطلاعات کسب کنند.

the ancient saltpan techniques are still used today.

تکنیک های باستانی شورشال هنوز هم امروزه استفاده می شوند.

saltpan landscapes are often breathtaking at sunset.

مناظر شورشال اغلب در هنگام غروب خورشید خیره کننده هستند.

we took a tour of the saltpan and learned about its history.

ما یک تور از شورشال داشتیم و در مورد تاریخ آن یاد گرفتیم.

saltpan workers labor under the sun to gather the salt.

کارگران شورشال در زیر نور خورشید برای جمع آوری نمک تلاش می کنند.

the saltpan industry plays a vital role in the local economy.

صنعت شورشال نقش حیاتی در اقتصاد محلی ایفا می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید