saltwaters

[ایالات متحده]/ˈsɒltˌwɔːtəz/
[بریتانیا]/ˈsɑltˌwɔtərz/

ترجمه

adj. مربوط به آب شور؛ مربوط به ارگانیسم‌هایی که در محیط‌های نمکی رشد می‌کنند؛ دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

saltwaters fishing

ماهیتراشی در آب‌های شور

saltwaters adventure

ماجراجویی در آب‌های شور

saltwaters ecosystem

زیست‌بوم آب‌های شور

saltwaters habitat

زیستگاه آب‌های شور

saltwaters exploration

اکتشاف آب‌های شور

saltwaters conservation

حفظ آب‌های شور

saltwaters research

تحقیقات آب‌های شور

saltwaters wildlife

جانوران آب‌های شور

saltwaters currents

جریان‌های آب‌های شور

جملات نمونه

the saltwaters are teeming with diverse marine life.

آب‌های شور مملو از حیات دریایی متنوع هستند.

saltwaters can have a significant impact on climate patterns.

آب‌های شور می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر الگوهای آب و هوایی داشته باشند.

many fishermen rely on saltwaters for their livelihood.

بسیاری از ماهیگیران برای کسب روزی خود به آب‌های شور متکی هستند.

exploring the saltwaters reveals hidden treasures.

کاوش در آب‌های شور، گنج‌های پنهان را آشکار می‌کند.

saltwaters are essential for the health of our planet.

آب‌های شور برای سلامت سیاره ما ضروری هستند.

the saltwaters of the ocean can be both beautiful and dangerous.

آب‌های شور اقیانوس می‌توانند هم زیبا و هم خطرناک باشند.

saltwaters often influence local weather conditions.

آب‌های شور اغلب شرایط آب و هوای محلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

many species migrate between freshwater and saltwaters.

بسیاری از گونه‌ها بین آب شیرین و آب‌های شور مهاجرت می‌کنند.

saltwaters are home to some of the largest fish in the world.

آب‌های شور زیستگاه برخی از بزرگترین ماهی‌های جهان هستند.

tourists flock to saltwaters for recreational activities.

گردشگران برای فعالیت‌های تفریحی به آب‌های شور هجوم می‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید