sambal

[ایالات متحده]/ˈsæm.bəl/
[بریتانیا]/ˈsæm.bɑːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (یک چاشنی که از مالزی و اندونزی نشأت گرفته است) سس فلفل تند؛ ادویه خورشت کاری
Word Forms
جمعsambals

عبارات و ترکیب‌ها

sambal sauce

سس سامبال

sambal chicken

مرغ سامبال

sambal shrimp

میگو سامبال

sambal fried rice

برنج سرخ شده سامبال

sambal noodles

نودل سامبال

sambal fish

ماهی سامبال

sambal vegetables

سبزیجات سامبال

sambal dipping

غوطه‌ور کردن در سامبال

sambal paste

خمیر سامبال

sambal mix

مخلوط سامبال

جملات نمونه

sambal is a popular condiment in indonesian cuisine.

سامبال یک چاشنی محبوب در آشپزی اندونزی است.

many people enjoy sambal with their fried rice.

بسیاری از مردم از خوردن سامبال با برنج سرخ شده لذت می برند.

you can make sambal from fresh chili peppers.

شما می توانید سامبال را از فلفل های تازه درست کنید.

sambal adds a spicy kick to any dish.

سامبال طعم تند و تیز را به هر غذایی اضافه می کند.

there are many variations of sambal across southeast asia.

در سراسر جنوب شرقی آسیا، انواع مختلفی از سامبال وجود دارد.

some people prefer sambal that is sweeter and less spicy.

برخی افراد ترجیح می دهند سامبالی که شیرین تر و کمتر تند باشد.

in malaysia, sambal is often served with grilled fish.

در مالزی، سامبال اغلب با ماهی گریل شده سرو می شود.

sambal can be used as a marinade for meats.

می توانید از سامبال به عنوان یک طعم دهنده برای گوشت استفاده کنید.

making sambal at home allows you to customize the flavors.

تهیه سامبال در خانه به شما این امکان را می دهد که طعم ها را سفارشی کنید.

sambal is often paired with rice and vegetables.

سامبال اغلب با برنج و سبزیجات همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید