samosas

[ایالات متحده]/səˈməʊsəz/
[بریتانیا]/səˈmoʊsəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع samosa؛ یک نان مثلثی پеченه‌شده که با گوجه فرنگی یا گوشت پر شده و از آسیا جنوبی می‌آید.

عبارات و ترکیب‌ها

fresh samosas

سamosا تازه

hot samosas

سamosا گرم

crispy samosas

سamosا کرک کرک

eating samosas

خوردن سamosا

samosas and chai

سamosا و چای

spicy samosas

سamosا تند

vegetable samosas

سamosا گیاهی

homemade samosas

سamosا ساخته شده در خانه

fried samosas

سamosا سرخ شده

delicious samosas

سamosا لذیذ

جملات نمونه

i bought two delicious samosas from the street vendor.

دو ساموسه لذیذ از فروشنده خیابانی خریدم.

she served the crispy samosas with mint chutney.

او ساموسه‌های کرکر را با چت نیم کردو.

we ordered a plate of hot samosas for the party.

ما برای جشن یک پلیت ساموسه گرم سفارش دادیم.

my grandmother makes the best homemade samosas.

مادربزرگ من بهترین ساموسه‌های خانگی را می‌کشد.

he enjoys eating spicy potato samosas.

او لذت می‌برد از خوردن ساموسه‌های گوجه‌ای سیب‌زمینی.

the bakery sells freshly baked samosas every morning.

بیکری هر صبح ساموسه‌های تازه پخته را می‌فروشد.

would you like to try a vegetable samosa?

آیا می‌خواهید یک ساموسه گیاهی امتحان کنید؟

they decided to make samosas from scratch for dinner.

آن‌ها تصمیم گرفتند برای شام ساموسه‌هایی را از اول تهیه کنند.

these frozen samosas are very convenient for a quick snack.

این ساموسه‌های یخ‌زده برای یک ناهار سریع بسیار مفید هستند.

the smell of frying samosas made my mouth water.

بوی ساموسه‌های در حال تفتید کردن باعث شد چشمم ریزد.

he grabbed a quick bite of a samosa during his break.

او در حین استراحت خود یک گulp ساموسه گرفت.

traditional samosas are often shaped like triangles.

ساموسه‌های سنتی معمولاً به شکل مثلث هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید