sandgrain

[ایالات متحده]/ˈsændɡreɪn/
[بریتانیا]/ˈsændɡreɪn/

ترجمه

n. دانه ریز ماسه؛ گریت؛ سوراخ ماسه
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

single sandgrain

دانه یکتای ریز

lone sandgrain

دانه تنها ریز

microscopic sandgrain

دانه ریز میکروسکوپی

tiny sandgrain

دانه بسیار ریز

gritty sandgrain

دانه ریز خشن

sandgrain texture

پوسته دانه ریز

every sandgrain

هر دانه ریز

golden sandgrain

دانه ریز طلایی

rough sandgrain

دانه ریز خشن

sandgrain size

اندازه دانه ریز

جملات نمونه

a single sandgrain can be carried by the wind across the desert.

یک دانه ریگ می‌تواند توسط باد از روی صحرا منتقل شود.

the sandgrain slipped through the hourglass.

دانه ریگ از ساعت شنی عبور کرد.

each sandgrain represents a moment in time.

هر دانه ریگ یک لحظه از زمان را نشان می‌دهد.

the archaeologist examined every sandgrain at the dig site.

مردم شناس از روی هر دانه ریگ در محل حفاری بررسی کرد.

like a sandgrain in the hourglass, time keeps flowing.

مانند یک دانه ریگ در ساعت شنی، زمان به طور مداوم جریان می‌یابد.

the sandgrain glittered in the sunlight on the beach.

دانه ریگ روی پляج در نور خورشید لامپ می‌کرد.

even a tiny sandgrain can create a pearl over time.

حتی یک دانه ریگ کوچک می‌تواند در طول زمان یک دسته گوهر ایجاد کند.

the sandgrain was barely visible to the naked eye.

دانه ریگ به چشم غیر مسلح تقریباً دیده نمی‌شد.

millions of sandgrains make up the desert dunes.

میلیون‌ها دانه ریگ دشت‌های صحرا را تشکیل می‌دهند.

the child watched the sandgrain fall from the bucket.

کودک دانه ریگ را از سطل پرت شدن را دید.

a sandgrain of wisdom is worth more than gold.

یک دانه ریگ از حکمت ارزش بیشتری از طلا دارد.

the old man held one sandgrain in his weathered palm.

مرد پیر یک دانه ریگ را در دست خشک و پیر خود نگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید