sanitaria

[ایالات متحده]/ˌsænɪˈtɛəriə/
[بریتانیا]/ˌsænɪˈtɛriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرکز درمانی؛ ساناتوریوم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sanitaria equipment

تجهیزات بهداشتی

sanitaria standards

استانداردهای بهداشتی

sanitaria regulations

مقررات بهداشتی

sanitaria services

خدمات بهداشتی

sanitaria practices

روش‌های بهداشتی

sanitaria measures

اقدامات بهداشتی

sanitaria policies

خط مشی‌های بهداشتی

sanitaria facilities

امکانات بهداشتی

sanitaria inspections

بازرسی‌های بهداشتی

sanitaria compliance

رعایت مقررات بهداشتی

جملات نمونه

sanitaria conditions are essential for public health.

شرایط بهداشتی برای سلامت عمومی ضروری هستند.

we must improve the sanitaria facilities in our community.

ما باید امکانات بهداشتی را در جامعه خود بهبود بخشیم.

sanitaria regulations help prevent disease outbreaks.

قوانین بهداشتی به جلوگیری از شیوع بیماری کمک می کنند.

proper sanitaria measures can save lives.

اقدامات بهداشتی مناسب می تواند جان انسان ها را نجات دهد.

the government is investing in better sanitaria infrastructure.

دولت در حال سرمایه گذاری در زیرساخت های بهداشتی بهتر است.

sanitaria inspections are crucial for maintaining standards.

بازرسی های بهداشتی برای حفظ استانداردها بسیار مهم هستند.

education on sanitaria practices is vital for health.

آموزش در مورد شیوه های بهداشتی برای سلامتی حیاتی است.

sanitaria awareness campaigns can lead to healthier communities.

کمپین های آگاهی بهداشتی می تواند منجر به ایجاد جوامع سالم تر شود.

access to clean water is a fundamental sanitaria need.

دسترسی به آب تمیز یک نیاز بهداشتی اساسی است.

improving sanitaria conditions requires community involvement.

بهبود شرایط بهداشتی مستلزم مشارکت جامعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید